فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

شاید برای یک شیعه هیچ چیز به اندازه شناختن پدیده غلو و نقش تاریخی اون در تحول جریانهای شیعی، و حتی شکلگیری مفاهیم و اعتقادات مختلف شیعی مهم نباشه.
گاهی فکر میکنم اساسا فهم متون حدیثی شیعه و شناخت دقیق اندیشه های پیشوایان شیعه، بدون شناخت این ماجرای خانمانسوز در تشیع امکان پذیر نیست.
مدتی است مشغول ردیابی یک رگه دهشتناک از این جریان در مجموعه متون حدیثی هستم که موجب وحشتم را فراهم کرده است و خواب و خوراک از من گرفته است.
آنقدر یافته ها سنگین است که گاه حتی نمیتوان با هیچ کس از آن سخن گفت و احساس میکنم تا ابد بار آن بر قلبم سنگینی خواهد کرد.
چگونه میتوان به فرزندان یک طائفه بزرگ با عمری دراز فهماند که هیچ نشانی از پدرانش ندارد؟ جز یک نام! نشان ندارد که هیچ، گویا در سپاه دشمنانشان ایستاده است.

پ.ن:
حال کسی را دارم که از ترس لکنت گرفته است.

۵ نظر ۱۷ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۱۳
آسیه سادات بنیادی

هر روز یک جنایتی در گوشه ای از جهان به دست کسانی که از غده های عفونی ذهن جامعه اسلامی روییده اند، رخ میدهد. 
نمیدانم این سیر قهقرایی تا کی ادامه خواهد داشت؟
اگر نتوانیم این غده های عفونی را فرو بکشیم معلوم نیست اسلام در آینده بشر کجا باشد!
اسلام مساوی با خدا نیست. اسلام همین ماها هستیم و اگر فساد و عفونت بر ما غلبه کند... خدا نام دیگری و قوم دیگری برای دینش برخواهد گزید!
لااقل با تفکر شیعی که بدا در آن جایز است... هیچ چیزی مانع چنین نابودی ای برای مسلمین و اسلامی که کنون رقم زده ایم نخواهد بود.

قرآن بارها و بارها از این سنت الهی سخن گفته است و هیچ دلیلی برای استثنا شدن ما جز برخی اندیشه های کلامی که قدرت معارضه با آیات متعدد قرآن را ندارند وجود ندارد!
اینکه آنچنان در فساد و جنایت فرو رویم که خدا ما را از صحنه گیتی حذف کند و یا چنان خوارمان کند که هیچ شوبم.

اینکه طالبان و داعش و بوکو حرام و.... حرکتهای نافرم مسلمین را به توطئه های خارجی نسبت دهیم نشان از بی خبری از تاریخ فکر اسلامی است. بازار احادیث و شروح آنها بخصوص در فضای اهل سنت پر است از سخنانی که به راحتی دستآویز تروریست قرار میگیرد.

تاریخ اجتماعی جهان اسلام هم این دریای مواج را آبستن انفجارهای پی در پی نشان میدهد.
خب تاریخ جیات بشر میگوید، بدخواهان سرمایه دار و طمعکارانی که چشم طمع به سرزمینهای کشورهای دیگرام و منافع مادی آنها دارند از این ظرفیتها غافل نخواهند بود!

خدایا خودت نجاتمان بده


پ.ن:

گاهی از رنج تصویری که از خبرگزاری ها در مورد جنایات تروریستهای مسلمان پخش میشود، شب خوابم نمیبرد.

۳ نظر ۰۳ مرداد ۹۵ ، ۱۴:۳۸
آسیه سادات بنیادی

قاعده «تسامح در ادله سنن» یک قاعده فقهی است که در باب سنن یعنی مستحبات و مکروهات دلالت به عدم لزوم قوت و استحکام دلیل میکند!!

عملا به این معناست که هر روایتی که به علت ضعف و مشکلات فنی قادر به اثبات و تاثیر گذاشتن در حرمت و وجوب نیست، ظاهرا یک قدم می آید پایین و مستحب و مکروه اثبات میکند!

در حالی که در ادبیات مذهبی، رعایت حرمت و وجوب حداقل دینداری است و ذر کنار آن  رعایت استحباب و کراهت بالاتر و کاملتر از آن محسوب میشود. به این معنی که مستحبات و مکروهات گویا از حب و بغض های خداوند پرده بر میدارند!

مبنای این قاعده ی به نظر من پر آسیب و خطرناک ، دسته ای از روایات موسوم به اخبار من بلغ هستند که هم از لحاظ اعتبار و هم از لحاظ دلالت به چنین قاعده ای، بسیار محل بحث و خدشه اند.

در مسایل زنان وقتی وارد میشوی و بخصوص فضای فرهنگ مذهبی رو میبینی، آن وقت قدرت این قاعده عجیب دستت می آید. که چگونه تمام قواعد سخت و جدی ارزیابی صحت حدیث و قواعد سخت و پیچیده استنباط را دور زده است و احادیث ضعیف را بر تخت سلطنت بر فرهنگ مذهبی ما نشانده است!

اساسا ساختار زبانی جملات در دلالت به وجوب و استحباب تفاوت چندانی با هم نمیکنند و «عملا» مهمترین عامل در دلالت یک حدیث به استحباب یا وجوب نزد فقها وضعیت صحت و اعتبار حدیث است!

جالب است خیلیها دنبال فلسفه برای این مستحبات و مکروهاتند و ...

گاهی برخی از این مستحبات و مکروهات با حقوق اولیه انسانی افراد تعارض پیدا میکند. کافی است سری به رساله های عملیه بزنید و مستحبات و مکروهات را مرور کنید! مستحب است شوهر زن را در خانه حبس کند. مشورت کردن با زن مکروه است... ایستاده آب خوردن در شب و نشسته در روز مکروه است...

 

پ.ن:
1- گاه فکر میکنم اخباری گری فقه ما را چنان قورت داده است که اصولی هم خدمتگزار ان است.
2-  به نظرم این قاعده از مشکلات فنی و تناقضات روشی در فقه است!

۴ نظر ۰۱ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۳۷
آسیه سادات بنیادی