فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

چندی پیش مقاله ای به دستم رسید و بنا شد نظرم را در موردش بگویم. کاری بود در زمینه فقه زنان، حول و حوش مساله پرمساله «ولایت زنان». نگارنده میخواست از منظر مبانی فکری نائینی راهی برای امکان ولایت سیاسی زنان در فقه سیاسی شیعه دست و پا کند.
کار بدی نبود اما ناآشنایی با میراث فقه در آن و جای خالی برخی دقتهای فقهی، به نظرم مقاله را تضعیف کرده بود. متاسفانه اهالی این مدل دغدغه ها بیشتر اهل حقوقند تا فقه و اهالی فقه از این دغدغه ها خالی اند! و مساله جز با تسلط بر فقه و بخصوص تاریخ فکر فقهی و دقت در گفتمان جنسیت حاکم بر ذهن مسلمین، قابل موشکافی دقیق نیست. واقعیت این است که باید بر شانه گذشتگانمان بایستیم حتی برای نقدشان!... 
نائینی اگرچه در فضای فقه سیاسی متفکر جذابی است و از برابری دم میزند اما منظور او از برابری برابری حاکم و مردم است نه برابری مطلق آحاد انسانها. لذا زن در اندیشه نائینی چندان از مکانت بیشتری نسبت به فقه سنتی برخوردار نیست. چیزی که نویسنده مقاله مزبور در آن به خطا رفته بود....

میگویند در قضاوت سخت گیرم. شاید راست باشد اما معتقدم از کار سست در مسایل زنان و مساله سوزیهای برخی نوشته ها کم ضربه ندیده ایم! ننوشتن بهتر است از عجولانه و سطحی و رویاپردازانه نوشتن.

فعلا که زمانه، زمان را بر من تنگ گرفته است... به امید روزگاری هستم که زمانی را در دخمه خلوت خویش به واکاوی مسایل زن و جنسیت در فقه و تاریخ اندیشه اسلامی بگذرانم و اگر عمرم کفاف داد ماحصلش را در قلم ریزم!

پ.ن:

1- آبی که برآسود، زمینش بخورد زود..... دریا شود آن رود که پیوسته روان است
2- 
 ناآشنایی با متون و نسخ، خودش ماجرایی است در این بلبشو!

۱ نظر ۱۹ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۱۰
آسیه سادات بنیادی

داشتم از واژه شناسی هایی که در باب مفردات قرآن صورت میگیرد و نگاه سطحی به حیات واژگان و مقوله معنا، میگفتم به این امید که مدرس محترم کمی در تدریسهایش زحمت مطالعه به خودش بدهد... گفت: "چرا تو همیشه معترضی و مینالی؟"
هنوز میخواستم از عمر دراز برخی واژه ها و معانی و لزوم ردیابی آنها در متون عبری قدیم بگویم که خفه ام کرد!
رنجی در درونم جوشید و در هم پیچید و ...  جز آهی برای بروز نیافت.
همه دردها یک طرف این غر وحشتناک پرسش صورت که "چرا از وضعیت نامطلوب ناراضی هستی!؟" نمکی است روی زخمهای کهنه همیشه تازه.

وضعیت نا مطلوب به کنار، اینکه نباید از یک امر ناثواب ناراضی بود خودش دردی است جانسوز که آدم را در اغما فرو می برد بخصوص وقتی از یک مثلا اهل تحصیل و تدریس و... بشنوی.


پ.ن:
هر چه قد پسرکم بلندتر میشود قفسه های کتابخانه یکی یکی خالی میشود... دستش به کتابهای قفسه سوم هم رسید!

۲ نظر ۰۹ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۳۲
آسیه سادات بنیادی