فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

۱ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

این روزها نقل هر مجلس زنانه ای که میروم سیاست جدید جمعیتی کشور است و تشویقها و وعده ها برای بچه دار شدن! بخصوص آنهایی که سالهای پیش طعم مساله ای به نام بچه چهارم را چشیده اند و سالهای ابتدای جنگ و تشویق بچه دار شدن را نیز در حافظه دارند... حرف برای گفتن زیاد دارند! ... 
معلمهایی که مرخصی یک ماهه بچه چهارم را مثل یک داغی تعریف میکنند که هر وقت یادش را میکنند رنجش در چشمانشان پیدا میشود!... آنهایی که نام بچه چهارم به بعدشان، قطع دفترچه و کپن و نگاه تحقیرآمیز دیگران را به یادشان می آورد. 
و البته امروزی ها هم کم حرف برای زدن ندارند، از ممنوعیت جلوگیری از بارداری به عنوان تضییع حق خودشان نام میبرند و مشکلات ریز و درشت بچه دار شدن را یکی یکی جلوی چشم انسان رژه میدهند. 
بسیاری از جوانها معتقدند بیشتر از یکی دوتا بچه را نمیتوانند به سرانجام برسانند. برخی هم که اساسا میگویند بچه مزاحم زندگی شان است!
عده ای رند هم میگویند مشکلات ما را حل کنید ما هر سال نی نی میآوریم!
افطاری ها و جمع خانومها این روزها محال است که خالی از این حرفها باشد.
بیش از هر چیز توجیهات دینی و شرعی ای که برای سیاستهای متضاد این چند دهه ابراز میشده است و میشود، مورد انتقاد اکثریت است. کاش از ارزشها برای سیاستهای جمعیتی کشور که حقیقتا بیشتر جنبه مدیریتی دارند، مایه نمیگذاشتیم! آنوقت مساله یک بحث عقلایی و مدیریتی میماند و مردم هم بهتر درک میکردند، چالشها دامن ارزشها را هم نمیگرفت. 
از تحلیلهای عجیب غریب برخی بگذریم که مثلا افزایش جمعیت اهل سنت رو خطر برای شیعه میدونند و به منظور دفع این خطر میخوان یک انفجار جمعیت مقدس!! برای شیعه درست کنند.

این تحلیلها که انصافا علاوه بر غیر واقعی بودن بسیاری عناصرش ، بیشتر به نوعی فنته جویی فرقه ای شبیه هستند و بوی خون میدهند!
متاسفانه گاهی این تحلیلهای عوامانه و بیمار را از اهل علم هم میبینیم.2
شخصا اعتقاد دارم مساله واقعی جمعیتی کشور که همان پیری جمعیت آینده است با توجه به روند کنونی رشد جمعیت، واقعا یک نگرانی برای جامعه ما است.
اما از طرفی ما با انسانها و زندگی شخصی و خانوادگی اونها طرفیم این انسانها هم مسایلی دارند که با مقوله فرزندآوری به شدت گره خورده است .آیا میتوانیم یک سری منافع و دغدغه های کلی ملی رو بدون درنظر گرفتن فردیت و اختیار انسانها به اونها، تحمیل کنیم؟ 
بانوی رندی میگفت شما شغل و آینده خودمون و بچه هامونو تضمین کنید و لااقل چشم انداز روشن ترسیم کنید ما قول میدیم دوقلو دوقلو بیاریم...!
بعد کلان و جامعه شناختی این موضوع بدجور با بعد فردی آن در چلنج است! 
در ارتباط با این موضوع بحثهایی در فقه داریم که این چالش را تداعی میکنند و کار جدی هم رویش نشده است. یک مساله واقعی کار نشده داریم که نیازمند واکاوی و پژوهشهای تخصصی و بعضا میان رشته ای است که پای فقه هم وسط است.3

 

پ.ن:
1- 
رشد کمّی گاهی با رشد کیفی تزاحم میکنند... مساله این است
2- 
جامعه بودم که کاغذی به دستم دادند و رویش قسم حضرت عباس خورده بودند و دست به التماس شده بودند که بچه بیاورید ای شیعیان! 
3- 
یکی میگفت ما که هرچی میگیم تو از توش پروژه پژوهشی در میاری!
4- 
جامعه ویژه نامه ای هم رو وب گذاشته با عنوان اسلام و جمعیت که به نظرم متاسفانه به جای پژوهش جدی و عمیق در مساله که شان یک مرکز علمی ایجاب میکند، صرفا به تبلیغ افزایش جمعیت پرداخته و هرچه در منابع اسلامی به نفع این موضوع آمده را به شکلی سطحی  در این راستا استفاده کرده. و گاه مطالبی رو درج کرده که کاش با دقت علمی بیشتری نوشته میشد! اگر خدا توفیق داد و فرصت کردم چند نمونه رو بررسی خواهم کرد.

۰ نظر ۱۷ تیر ۹۳ ، ۱۰:۳۱
آسیه سادات بنیادی