فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

۱ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است

23 روز از تولد فرزند دلبندم میگذرد.
تجربه بارداری و زایمان ذهنم را به جایی برده است میان آسمان و زمین، جایی که اگر مردان را راه به آنجا بود یا اگر زنان سهم مساوی در حرکت علم داشتند، به نظرم تاریخ علم و فلسفه راه دیگری میپیمود!
این روزها مدام دارم به این انقلاب بزرگ دنیای جنس "زن"  یعنی "زادن و مادری"  فکر میکنم و اینکه این پدیده بخصوص اگر زود و همواره شود! چه بر سر ذهن می آورد؟

 

پ.ن:
1- پسرم حنیف گویا نسخه کوچک پدرش است!
2- هنوز در متن حادثه ام باید بگذرد چند صباحی....  

۵ نظر ۰۷ دی ۹۳ ، ۱۸:۳۶
آسیه سادات بنیادی