فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۲ ثبت شده است

این روزها طبری را به تماشا نشسته ام. باور نمیکنم در قرن سوم هجری کسی ذهنی اینگونه داشته است.بی خود نیست که تفسیر وی را نقطه عطف تاریخ تفسیر می‌دانند و طبری را امام المفسرین میخوانند.
دانش تفسیر قرآن به نظرم با طبری ماهیت تفسیری به معنای دقیق کلمه پیدا کرده است. هنوز که هنوز است گویا طبری و ذهن جوالش دارد نفس میکشد!
گاهی جملاتی معرفتشناسانه از وی نقل شده است که آدم را به وجد می آورد.
متاسفانه دنیای کلام زده ی علوم اسلامی در جامعه ما فضایی غبار آلود است که نمیگذارد گذشتگان با تمام هویتشان قد علم کنند و دیده شوند... و طبری نیز!
آنقدر ناشناخته است که گاهی طبری صغیر که دو قرن بعد می‌زیسته و هیچ نقطه اشتراکی جز اسم با وی ندارد را با او اشتباه میگیرند.
هرچند خلاصه کردن یک پژوهش در آراء یک شخص برای آدمی مثل من که شوق گریختن از مرزهای پیش ساخته دانشهای رسمی، همواره چهره ای شورش گر برایش ساخته است، کاری است ممل و بی رمق ، اما طبری و این تفسیر بی بدیلش گاهی وسوسه ام میکند که ذهنش را از لابه لای کلمات و جملات تفسیرش بیرون بکشم و نقاب از چهره تعابیرش بردارم...
در مورد طبری و روش او بسیار نوشته شده است اما فکر میکنم هنوز بسی ناشناخته است این آدم و روشش در تفسیر قرآن و اساسا نظام معرفتشناسی او.

 پ.ن:
1-بعد از 30 سال زندگی تازه دارم کم کم معنای خط قرمزها را میفهمم... چیزهایی که جیز هستند! اگر به آنها نزدیک شوی داغت میکنند ... همه جا هستند ... بخصوص جاهایی که من شوق دویدن دارم...
2-زمین ذهن این جامعه مثل صفحه ای است که یک روان پریش با خودکار قرمز رویش فریاد کشیده است!... همه اش خط قرمز است... خط قرمز...
۲/۲-برای همین هیچ وقت نخواهی توانست بدانی ، چرا همه چیزهای مهم جیز هستند؟

۰ نظر ۱۸ اسفند ۹۲ ، ۰۶:۱۶
آسیه سادات بنیادی