فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

۵ مطلب در اسفند ۱۳۸۷ ثبت شده است

+


تولد آخرین پیامبر خدا... رحمت للعالمین...
محمد امین (ص) ...
و امام صادق (ع)
بر بشریت ، بخصوص همه ی اونهایی که دوستشون دارند مبارک

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۸۷ساعت 9:18 توسط آسیه سادات بنیادی |

 
۰ نظر ۲۴ اسفند ۸۷ ، ۲۰:۳۱
آسیه سادات بنیادی

در حال گذار از دنیایی به دنیای دیگرم!
دنیایی با مولفه های جدید و متفاوت... 
چیزی یافتنی نیست... باید بافت!
بیش از هر چیز نیازمند تمرکزم...
اگر این ذهن دیوانه بگذارد و این طلوع تماشایی....
....
.........

ماییم و تجربه های ذهنی و ساختن واقعیت! ... و چیزی شبیه یک محک بزرگ!
اینجا درست وسط گود است.... وسط ترین وسط گودترین گود...  بسم الله!

پ.ن:
۱-
باید تجربه کرد... جسورانه!
۲- زمان می برد!

۰ نظر ۲۳ اسفند ۸۷ ، ۱۸:۰۹
آسیه سادات بنیادی

الف)  این روزها بنده ام و شرم حضور در موسسه!...
پیش بینی م اینه که اختتامیه ی طرح تربیت مربی دختران که سنگ بنای ساماندهی نیروی انسانی طرحهای آینده محسوبش میکنم ، و همچنین تدوین سند راهبردی بخش دخترانه ی موسسه ، با دو ماه تاخیر نیمه ی دوم فرودین 88 به سرمنزل برسه!... 
خب این بی نظمی برای من مرگی است میانه ی میدان!!... 
علل و عواملی داشت ، البته نقش وضعیت بنده در چند ماهه ی اخیر در این میان غیر قابل انکاره!
ان شاالله از خجالت درمیام و پایان کار رضایت بخشی برا این دو ماموریت سرو سامون خواهم داد!... 
الحمدلله به شدت روی خوب تموم شدن و به جایی رسوندن کار و پایایی طرح حساسم و امیدوارم نتیجه ی خوبی به دست بدم.
البته گمان کنم بنده ی خدا رئیس ما جناب آقای موسوی به کلی از انتخاب بنده جهت رتق و فتق امور دختران در حوزه ی خودشون ، به اشد وجه پشیمون شده اند و به روی خودشون نمیارند!
خدا صبرشون بدهد!

ب) مقاله ای تحت عنوانزن در فلسفه ی اسلامیرو دارم شروع میکنم... از همین آغاز کار افتادم تو دست انداز... شمشیر دو لب نگاه به جنسیت در ادبیات ما همچنان واکاوی نشده است!
خانم هاشمی میفرمایند جنسیت اصلا محل اعراب در فلسفه ی اسلامی نداره! 
در حاشیه ، در تحلیل اینکه فیلسوف زن نداریم فرمایشاتی فرمودند که محل بحث جدی بود... و خودش مدخلی جهت ورود!!
اولین پرسشم این خواهد بود که فلسفه اسلامی با مقوله ای به نام جنسیت چه دیالوگی میابد؟
به نظرم میرسه لااقل با فلسفه ی وجودگرای صدرایی نمیتواند خیلی بی ارتباط شود اگرچه کسی تا کنون نجسته باشد!

سابق بحثی با این مضمون که "روح فاقد جنسیته" با یکی از اساتید داشتم شاید مدخل خوبی باشد!
با توجه به پیشینه ی برخی چالشها و نظریات "ضمنی" ، عقل و نفس و معرفت و... هم در این زمینه قابل جستجویند!

پ.ن:
۱- الله مع الصابرین!
۲- نمیدونم چرا هر کس میخواد روی بنده اسم بگذاره از عناوینی مثل : انقلاب گر ، شورشگر ، آشوبگر و... از این دست اصطلاحات استفاده میکنه!...  رفقای حلقه هم به شوخی فرمودند شورش گر یک!
۳- الله اعلم!

۰ نظر ۱۸ اسفند ۸۷ ، ۱۴:۳۳
آسیه سادات بنیادی

روبروی پنجره ی ادراکم ایستاد

تمام حجم بودن را پر کرد

دیوانه شدم!

دوید!

وزیدم!

و زندگی آغاز شد...

 

پ.ن:

۱- رزم و بزم مان دونفری شد!.... یک + یک = یک!

۲-خداحافظ تجرد!

۰ نظر ۱۴ اسفند ۸۷ ، ۱۰:۵۵
آسیه سادات بنیادی

تازگی ها برام سوال شده ، فرق ثانیه و سال چیه؟

 

۰ نظر ۰۱ اسفند ۸۷ ، ۰۸:۱۹
آسیه سادات بنیادی