فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

۳ مطلب در آبان ۱۳۸۶ ثبت شده است

قرار بود سه شنبه مطلبی رو دراز حوزه تا علمیهبگذارم... یعنی موظف شده بودم...
ولی نمیدونم چرا این نوشته جمع و جور نمیشه!!!

دوشنبه خبر مرگ معصومانه و مظلومانه ی عاطفه کوچولوی یتیم.... خیلی منو به هم ریخت... هنوز حسم لکنت داره!!!...دلو دماغ نوشتنم کلا پرید!!

همزمان یه کار ضربتی رو هم باید همکاری کنم.... 

از صبح که بیرون بودم.... ظهر که اومدم خونه تا الان نشسته ام پشت این سیستم و جز برا نماز پا نشدم... هنوزم کارم تموم نشده...... فردا باس برم تحویل بدم.......
سرم دیگه داره کم کم درد میگیره.... روز فشرده ای بود امروز....

اینه که الان از خستگی دارم پس میفتم!!!
نوشته ی از حوزه تا علمیه هم الان جلومه نرسیدم تایپش کنم .... ویرایش هم میخواد.... خلاصه موند دوباره!!..... فلام و کلسفه!! دلم نمیاد سرسری تمومش کنم!

 

الان نمیدونم چی شد.... یهو یاد اقای امین پور افتادم... شاعر آشنایی که از کودکی با شعراشون مانوس شدیم افتادم...

قیصر امین پور.... تو قطار بودم که خبر پروازشون بهم رسید!... ازون خبرهای مات کننده بود...........

خبرو که شنیدم.... ناخودآگاه این شعرشونو یادم اومد و به یادشون زمزمه کردم:

‹‹ از تمام رمز و رازهای عشق

جز همین سه حرف ساده میان تهی

چیز دیگری سرم نمی‌شود... 

سرم نمیشود ... دلم که میشود!! ››

 

قیصر امین پور...................

فکر میکنم چند نسل با او نفس کشیده اند زیستن رو!!!

گاهی یک حرف قشنگ .... یک حرف بزرگ ....یک حرف بجا .... یک حرف تمیز.... میتونه رفرشت کنه!! شارژت کنه......... 

۰ نظر ۳۰ آبان ۸۶ ، ۱۸:۲۸
آسیه سادات بنیادی

 

این دفعه سوم چهارمه که گیر ادم ناحسابی می افتم تو اینترنت....
من نمیدونم چه گناهی گرده ام که هر از گاهی یک هکر به تور ما میخوره....

هکری به نام « ف » ، پروفایلم (آسیه سادات بنیادی) در کلوب دات کام رو هک کرده....!!!

سه تا کلوب ارزش سرقت کردن داره خب؟؟؟

ظاهرا این دنیای مجازی بنا نداره در مهار خرد و اخلاق قرار بگیره!!

چیزی حدود سه سال هست که من در جامعه ی مجازی کلوب ، بحثها و گفتگوهای ارزشمندی در جامعه ی مجازی داشته ام. با افراد شخیص و صاحب اندیشه آشنا شده ام و درس ها گرفته ام حقیقتا!!!

فرصت خوبی برای تمرین فکر و اندیشه بود کلوب دات کام.... و فرصتی برای در جریان وقایع ذهن و افکار جامعه ی ملی مون قرار گرفتن.... و به قول معروف بروز بودن!

فرصتی نکو بود!

 

دل و حوصله ی پروفایل جدید ساختن رو ندارم..... 

دانش و حوصله ی در افتادن با یک هکر رو هم ندارم!!! امید پس گرفتن پروفایلم هم واهی به نظر میرسه...

وقتمم اونقدری نیست که بتونم دوباره از نو راه بیفتم تو کلوب!!!

 

این یعنی بیخیال....آسیه سادات بنیادی کلوب!!!!

 

۰ نظر ۲۵ آبان ۸۶ ، ۱۹:۵۸
آسیه سادات بنیادی

چهارشنبه ای که گذشت خدمت آقای نصرتی رسیدم دفتر جنبش نرم افزاری قم ...
ایشون میگفتند هنوز حرکت نهضت نرم افزاری به طور جدی آغاز و نهادینه نشده!!!
هر چند خیلی جا نخوردم و خودم دارم میبینم...
اما وقتی ایشون اینو گفتند انصافا نزدیک بود گریه کنم!!!
واقعا این حجم عظیم شیفتگان علم و دانش که هر روز به حوزه و دانشگاه میپیوندد دنبال چی میان؟؟؟
اون حجم عظیم مشتاقان علم و دانش که اومدند و به جمع مشتاقان میز!!! دارن افزوده میشن... دنبال چی اومده بودند؟؟
انصافا این همه قوه و انرژی این ملت کجا میره غیب میشه؟؟ که همچنان مثل لاک پشت داریم درجا میزنیم؟؟
بیشترین عرضم روی علوم انسانی و اسلامی است..........
فکر میکنم خانه از پای بست ویران است!! 
اصلا سبک زندگی و فرهنگ و عادات زیستی و معیشتی ما رشد علم و دانش رو ساپورت نمیکنه!!!!
گویا اصلا ما برای اندیشیدن و دانستن تربیت نمیشیم.....
باز من رفتم که گیر بدم به خانواده و تربیت!!
اما مشکل همینجا خلاصه نمیشه... بیرون از خانواده هم انگار کارکرد دانش مدار  ادمها حمایت فرهنگی و مادی و غیر مادی  نمیشه!!!!!!!!
خیلی منفی بافی هم نکنم.. باز وضعمون از پنج شش سال پیش خیلی خیلی خیلی بهتره!!
در حال حرکتیم.... از کند بودنش گله داریم....
 قبلا که ظاهرا برعکس داشته ایم میرفته ایم!!!
فکر میکنم از تغییر سبک زندگی عمومی مردم باید شروع کرد... نهضت رو.... در کنار حرکتهایی که مستقیما به رشد و بهبود وضع علم منجر میشه....

جنبش یه حرکت عمومی است... آحاد جامه رو باید وارد فرایند تغییر و حرکت کرد.. چیزی مثل جنبش مولکولی...
باید نرم افزارهای ذهن ما مهندسی ای دوباره شود !!!...
کی؟... از کجا؟... چه وقت؟
و مهمتر از همه .... چطوری؟؟؟
الله اعلم

 

۰ نظر ۱۴ آبان ۸۶ ، ۱۰:۲۳
آسیه سادات بنیادی