فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

۵ مطلب در تیر ۱۳۸۶ ثبت شده است

بشر موجود باشکوهی شده است.... جوری که خودش هم از این شکوه به تشویش افتاده است!!!

دنیای ماده و طبیعت توسط این بشر راز آلود حسابی شکافته و رازگشایی شده است...
اما همراه با یک عجله در
استنتاج ایدئولوژیک!!!از این پیشتازی بی سابقه .....

به بیان دیگر در یک حرکت پارادوکسیالخلاصه کرد هستی را در ماده!!!

به نظرم منحصر کردن هستی و وجود به ماده...یک استقراء ناقصه...و محصول دوران غرگی انحصارگرای انسان به علوم تجربی!!

پیش از اون ازندانستن وجود خدا انکار میشد و در قرون اخیر ازدانستن!!! در حالی که هیچکدوم ربط معقولی به وجود یا عدم وجود خداوند  نداره...بلکه این استنتاج ضمنی! ریشه در احساس درونی بشر از خودش داره! گاهی غره و گاه نومید!

صدفه اگر به قوانین احتمال هم که باشه ... ادعای شاذی است واقعا و اثبات نشده است... وبر انکار نظر مخالف استواره نه اثبات خویش!

حقیقت این است که ما با ماده بدجور درتنیده ایم... و قلمروی گسترده رو دانش بشری از ماوراء اندیشی بشر به دنیای ماده آورده است... و اینظن استقرائیرو پدید آورده است کههستی چیزی جز ماده نیست!.... 

این جز افتادن در دام یک دور خواهد شد! استقراء بر استنتاج یک قانون کلی از جزئیات استواره .... چگونه جزئی دارای نوع دیگر از هستی رو حکم خواهد کرد؟ گویا دوری پیشخواهد امد دور بین علت حکم و معلولش! 

 

و بشرهمچنان در ندانستن خویش فرو میرود!؟

گویا این دانشهای پرحجم و باشکوه که ظاهرا بر اصالت جزئیات هستی تکیه کرده است و قیاس رو یکسر براندخته است و عقلانیت را در تجربه ای صرف و گنگ میجوید .... بشر را زیر خروارها گزاره های گنگ تجربه شده!!! دفن کرده اند ........... خالی از استنتاجی که این تجربه ها را تفسیر کند!!!

و بشر از وحشت ایدئولوژی جز به گونه ای دیگر از آن نگریخته است!!

الحاد نیز به اندازه ی خداپرستی ایدئولوژی است!!!!

 

مادربزرگم چه با نمک میپرسید!:آیا بین خدا و خرما جنگ است یا بشر خیالاتی شده است؟؟

تاکنون بشر هزار بار عجله کرده است.... این هم رویش!!

 

و خدا گفت... من چیزی میدانم که شما نمیدانید!!!

۰ نظر ۳۰ تیر ۸۶ ، ۲۳:۰۱
آسیه سادات بنیادی

امسال دوساله وارد بیست ساله ی برنامه دار شده ی نظام شده ایم...

تقریبا دوسال هست که سند به مسولین ابلاغ شده و مثلا باید در حال عملی کردنش هستیم .... تازه حالا مثلا جهاد دانشگاهی سند بیست ساله شو داده!! خب برنامه ریزی اجرای این سندها! و الزاماتشون کی قراره بره به سمت عملیاتی شدن؟؟ الله اعلم!

تازه اقای رئیس جمهور گفتند که پیش از 1404 اهداف سند رو محقق خواهیم کرد! .... 

انصافا چگونه ؟

من شخصا روی عناصر فرهنگی جامعه و نقششون تا تحقق سند یعنیتوسعه یافتگی ایران اسلامیعلاقمندم کار کنم!

همینطور جای زنان و وضعیت مطلوب این قشر در ایران توسعه یافته برام واقعا جای دغدغه داره!

یا نقش عناصر دیگه مثل سازمانهای مردم نهاد و مساجد و.... 

خلاصه سیستم فرهنگ و صاحبان تاثیر در این عرصه بالاخره باید در یک فرایندی هم زمینه های تحقق سند رو ایجاد کنند و هم خود در امورشان توسعه را تحقق دهند...

حوزه و دین در فرایند توسعه چه نقشی باید ایفا کنند و خودشان در یک جامعه ی توسعه یافته کجا خواهند بود؟

 

 بخصوص دین درایران 1404 چگونه حضوری خواهد داشت و چگونه خودش رو با دنیای جدید وفق خواهدداد؟!

 

۰ نظر ۲۲ تیر ۸۶ ، ۱۸:۳۳
آسیه سادات بنیادی

از بچگی از خودم می پرسم چرا اغلب مساجد ما اینگونه اند....متروکومنزویوبی تحرکوبی تفکر!!!
تا به حال چندین بار هم در این مورد نوشته ام. واقعا فاجعه ای است که هزینه های هنگفتی از فکر عام المنفعه ی مردم ما اینگونه درکمترین کارکرد هامحبوس شده اند... در حالی که بسیاری فعالیتهای مثبت دچار ضیق مکان هستند ... بسیاری از امکانات مکانی عام المنفعه اینطور در حبس نگرشهای خاص هستند و این به نفع دین هم نخواهد بود........
دنیای مدرنشیفته ی تخصصاست و با تخصصی تر کردن کارکردها میکوشد در رفع نیازهای بشر موفقتر عمل کند... این اگر چه واقعا با هدف تضعیف کارکردهای مسجد نبوده است اما در داراز مدت بسیرای از کارکردهای مساجد را عملا حذف کرده است....  مسجد بایدکارکردی تخصصی بی بدیلیبرای خود علاوه بر نماز بیابد .. کارکردی بی بدیل و در عین حال دارایمقبولیت اجتماعی...  وگرنه به راحتی این انزوا تبدیل به نابودی و تعطیلی آرام ارام مساجد خواهد شد... 

 

دیروز برای تنظیم یه مقاله ای یه مصاحبه داشتم با آقای رضایی معاونت محترم فرهنگی مرکز رسیدگی به امور مساجد...
ایشون بنده ی خدا هم نقدهای جدی ای به وضعیت مساجد داشت. اما دخالت دولت رو خیلی نمیپسندید در امور مسجد و اعتقاد به حرکت نرم و آرام برای بهبود وضع مساجد داشتند.
 فکر بازی داشتند... حرفهای جالبی زدند.... 

۰ نظر ۲۱ تیر ۸۶ ، ۱۷:۱۶
آسیه سادات بنیادی

سلام.

علاوه بر گفتارهای دینی فلسفی به سبک دستنوشته !... گهگاه دلونشته های شعر گونه ام را نیز خواهم نگاشت...

از نقد و بحث و نظر استقبال میکنم. چیزی که در دنیای واقعی جامعه ی ما به موفقیت و سلامت وجود ندارد.

۰ نظر ۰۷ تیر ۸۶ ، ۰۷:۲۸
آسیه سادات بنیادی

سلام

دو هفته ای میشه وبلاگم تو میهن بلاگ هک شد.
قبلا هم یه پرشین بلاگشو داشتم که هکش کردند. نمیدونم این چه ماجرایی است با ما!!!

در دنیایی کهقرآنوخردهر دو در آن مهجورند سخت میشود از خداوند یکتا سخن گفت و زخم برنداشت!

نمیدونم الان که دارم این وبلاگو دوباره راه میندازم میتونم به خودم بقبولونم که ادامه بدم یا نه!!

 اما دوباره می آغازم... زیستن را در این دنیای مجازی نا امن!

ازدینخواهم گفت و آنچه درجستجوی روشمنداز خداوندوخواست او خواهم یافت..  

۰ نظر ۰۷ تیر ۸۶ ، ۰۶:۰۹
آسیه سادات بنیادی