فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

۷ مطلب در دی ۱۳۸۶ ثبت شده است

محرم آمد...
با تمام آنچه ذهن را به سرخیمیکشاند...
و دل را بر میآشوبد بر تمام ناراستی هایی که گلوی حیات رامیفشارند!
مرگرا حس میکنی که بر سرچشمه هایحیاتچنبره زده است...
حتی تا نازکترین مرزها پیش آمدهاست...
و حتی شناخت مرگ را از زندگی دشوار کرده است...
و من نیز.. چونانهمسایگانم...  مرده ام... هر چند در سوگ حیات!
بلعیده شده ام توسط جنونی خوشصورت که تناقض ها را رنگ زده است و به جای خرد قالب میکند!

و حسین (ع) !
گویا آنقدر بلند شده است که دست کوتاه این پلشتی ها به او نمیرسد!
و خدا روشکر که لااقل حسین (ع) هنوز مانده است!
هر چند زخمی تر از همیشه!
مانده استتا ((حیات)) را فریاد کند....
و اینک پرسش این است....زنده ای هست که یاری اش کند؟

۰ نظر ۲۵ دی ۸۶ ، ۱۰:۵۶
آسیه سادات بنیادی

جشنواره ی تشکلهای استان

در فراز و نشیب واگرایی ارگانهای فرهنگی!

جشنواره ی طرحها و اندیشه های استان خراسان که در واقع جشنواره ی تشکلها بود ، وارد مرحله ی دومش شد.

این جشنواره مثل بالارفتن از دیوار راست بود ، همراه چند تن بار، اونم باروت!

چیزی که همیشه در عرصه ی فرهنگ باهاش مواجه بوده ایم فقدان مدیریت متمرکز و کلانه!

البته اساسا در همه ی امور دچار همین معضل هستیم لکن در بحث فرهنگ ماجرا خیلی دردناکتره!

جشنواره ی تشکلها ، صحنه ی در افتادن با این واگرایی مزمن بود!و در فراز و نشیب دست و پنجه نرم کردن با این واگرایی ، به شدت دچار ضعف و کاستی شد.

در این یکی دو روز اخیر به تعداد فراوان تماس داشتم ، تلفنی و اینترنتی ، که به بحث و گفتگو در مورد جشنواره میپرداختند مدیران تشکلها و فعالین فرهنگی مشهد!

ما هم که الحمدلله نه سر پیازیم نه ته پیاز!!... 

چرا جایزه ها اینطوری شد؟ دیگه میخواد چقدر کم بشه؟ چرا داوریها این طوری بود؟ چرا تعداد جوائز اومد پایین ؟ چرا از سر و ته جایزه ها زدند؟.. چرا..؟ چرا..؟

من هم که دارم نفسهای آخرمو تو این عرصه میکشم... و هیچکاره ام این وسط و فقط بیننده ام... چاره ای نداشتم جز اینکه بگم حق با شماست و فقط سربسته اشارتی بکنم که جشنواره هم برای خودش مشکلات فراوان داشت!

سال آینده خود تشکلها باید وارد عرصه بشن و پشتوانه ی اصلی جشنواره باشن

 البته ما جسارت  نمیکنیم به ساحت ارگانهای فرهنگی مشهد!

.

..

...

آنچه بگندد نمکش میزنند.. وای به روزی که بگندد... نمکش میزنند! 

و خلاصه نمکش میزنند! بخصوص زخم رو!

۰ نظر ۲۰ دی ۸۶ ، ۱۴:۱۴
آسیه سادات بنیادی

در طول تاریخ تفکر اسلامی بحثهای فراوانی حول متن و به زبان قدیمی تر "نقل" داشته ایم...

ریشه ی قضیه بر میگردد به پدیده ی فهم سخن دین و به زبان فلسفی معرفت دینی و به زبان فقهی استنباط !

و مساله ای که جنجال ایجاد میکرده است فرایند برداشت معنا و اندیشه ی دینی از متون بوده است. که در تاریخ تفکر اسلامی ذیل مباحث عقل و نقل و حجیت ظواهر قرآن و ظن و قطع و.... میشود مسایلش را رصد کرد...

خلاصه اینکه چه چیزی را به دین و تفکر دینی نسبت بدهیم همیشه مساله بوده و سرش دعوا بوده...

قسمت جالب ماجرا اینجاست که عقل بیشترین حمله را تحمل کرده است.

اینکه عقل حق دارد دخالت کند یا خیر!؟

آیا عقل حجیت دینی دارد یا ندارد؟

خیلی سوال جالبی است! اولین چیزی که به ذهن آدم میرسه اینه که کی دارد این سوال را میپرسد؟ چیزی غیر از عقل است؟

اشاعره در دنیای کلام و اخباری ها در دنیای فقه حسابی تیشه به ریشه ی عقل زدند و دست و پای تعقل رو بستند... اما انصافا نگفتند نقل بدون عقل دقیقا یعنی چی؟

آیا متن بدون فهم میتواند اصلا هویتی داشته باشد؟

و به قول بنده اصلا متن میتواند از اضطرار فهم بگریزد؟ که بتوان عقل را  گذاشت کنار؟

شخصا فعلا بر این اندیشه ام کهمساله ی واقعی ما تبیین " فرایند عقلانی فهم متن دینی" است! نه حضور یا عدم حضور عقل!...و با دامنه ی ضیق اطلاعاتم به نظرم میرسه که هنوز هم به پاسخ تئوریزه و مکانیزه شده ای برای این مساله دست نیافته ایم!

 

 

داخل پرانتز:

در پاسخ دوستانی که مدتی است میفرمایند چرا تغییر رویه داده ام و کمتر از اندیشه ها مینویسم.

ضمن تشکر از توجهات دوستان باید عرض کنم : معمولا جستارهای طلبگی رو در وبلاگ گروهی((از حوزه تا علمیه))میگذارم. این وبلاگ رو به شخصی نویسی های گهگاه اختصاص داده ام.

 

۰ نظر ۱۹ دی ۸۶ ، ۰۷:۱۳
آسیه سادات بنیادی

ستایش توراست....

که هلهله ی زمین و آسمان از وصف تو فرو نمینشیند...

چونان که گوش نیمه جان این قطره ی کر نیز از شنیدنش فرار نتواند کرد...

آفتاب میوزد

کوه میدود

مثل اینکه می خواهند دیوانه ام کنند

از قطره ای چون من کاری جز تماشا و شور لب گود بر نمیاید

چیزی در درونم به در و دیوار میزند

نه دریایم که موج خیزانم

نه صحرایم که تب کنم

نه بادم که در خویش بپیچم و زوزه بکشم

نه آسمانم که بغرم

نه ابرم که ببارم

نه زمینم که بلرزم

نه کوهم که سنگ بغلتانم

نه گلم که ببویم

نه پروانه ام که برقصم

نه بلبلم که بنالم

قطره ای هستم... افتاده بر ناکجا آباد

در انتظار پرتویی که بتابد ....

و گویا از یاد رفته ام...

یا یخ زده ام...در برودت این کوچه های تنگ

اینجا سرد است

باید بدوم

نباید بخوابم

باید بدوم

خورشید که آن بالاست... چرا نمیتابد؟

 

 

لای کاغذ پاره های سال ۸۳ ام پیدا کردم... هنوز برایم ترو تازه بود

۰ نظر ۱۸ دی ۸۶ ، ۰۶:۵۸
آسیه سادات بنیادی

همیشه عوض شدن مدیر یا رئیس یک مجموعه یا اداره یا سازمان و.... چیزی شبیه زلزله است... برای سیستم! بخصوص در مملکت ما!

قرار بود همین هفته ای که گذشت سرپرست جدید سازمان ملی جوانان خراسان منصوب بشن.... که ظاهرا انتخابش یه خورده سخت تر از اون بوده که ما فکر میکردیم!

دکتر عصارنیا که رفته اند تهران و تفاهم نامه ها و گرازشات و .... ما مونده همونطور در انتظار امضا!

تا تحویل رسمی مسولیت ایشون هنوز یه خورده مونده.... یعنی در واقع منتظر معرفی مدیریت جدید نمایندگی سازمان هستیم!

حاج آقای علی اکبری به استاندار محول کرده اند و آقای استاندار هم به معاونت سیاسی شون جناب آقای رشید!

گزینه هایی مطرح هستند که هر کدوم ویژگیهای خاص خودشونا دارند:

اولین نفری که احتمال انتخاب ایشون زیادهآقایمهندس سهیلیهستند که در شورای عالی فرهنگی استان قدس هم هستند! از داوران جشنواره ی طرح ها و اندیشه ها هم بودند.

خانم دکتر خدادادی حتما انتخاب اول استاندار میبودند اما حاج آقا علی اکبری گفته اند که خانم نباشه انتخابی که قراره بشه! خب این جوریه دیگه... بعد اونوقت میگن تبعیض کجا بود!؟

نمیدونم شاید حکمتی در کاره. ولی خلاصه حاج آقای علی اکبری شما هم؟

آقای مجدهم یکی از گزینه ها هستند.

آقای حامد مقدمکه سرپرست اتحادیه ی انجمن های دانش آموزی استان خراسان هستند هم یکی از گزینه ها هستند. ( با تمام احترامی که براشون قایلم امیدوارم انتخاب نشن!)

آقای کاظمیمعاون اسبق سازمان هم هستند!

من که فکر میکنم آقای سهیلی قابل قبول تر از بقیه ی گزینه ها باشند. ظاهرا دکتر عصارنیا و خیلی از صاحب نظران هم نظرشون همینه.

اما گویا دولتی های بالا تاکید دارن که یک نفر جوان انتخاب بشه.

اینه که آقای حامد مقدم هم همپای اقای سهیلی دارن مطرح میشن!

نزدیک انتخابات هم هست و.... دیگه..

خلاصه ما همچنان منتظریم ببینیم در گیر و واگیر بگو مگوهای سیاسی بالاخره انتخاب آقای رشید چه کسی خواهد بود!

هر چند به نظرم میرسه که سازمان ملی عقب گرد جدی ای خواهد داشت و به مشاوران جوان در استانداری ها تقلیل پیدا خواهد کرد!

۰ نظر ۰۶ دی ۸۶ ، ۱۲:۳۵
آسیه سادات بنیادی

        نه چنانم که نجویم....

                            نه چنانم که بیابم....

                                                  گیج در همهمه ی آب و سرابم....

                                                                           روزگار من و می طوفانی است....

۰ نظر ۰۵ دی ۸۶ ، ۱۸:۲۲
آسیه سادات بنیادی

جشنواره ی استانی تشکلهای جوانانجمعه عید قربان ، همایش پایان مرحله ی اول داوری های جشنواره بود!

روی بنر نوشته شده بود "همایش مدیران تشکلهای جوانان خراسان" ! حکمت این عنوان نامساوی دقیقا چی بود؟  الله اعلم!

خوب بود داورا رو نبردن رو صحنه... وگرنه من یکی میرفتم اون بالا در سوگ تشکلهای جوانان گریه میکردم.... نه به خاطر سطح پایین طرحها و طرحنویسی تشکلها.... که به هر حال اونو رو به رشد میبینم.... بلکه به خاطر اینکه آنچه بگندد نمکش میزنند.... وای به روزی که بگندد نمک!

یکی از سخنگوهای تشکلها رفتند بالا یه تیکه انداختند.... که کاش این مسولین محترم خودشون یک طرح بی نقص به عنوان الگو برای ما طرح و اجرا کنند که ما یاد بگیریم!

دوست داشتم می نشستیم با دبیران تشکلها و داوران خود فرایند طراحی و اجرای جشنواره رو نقد کنیم .... و دونه دونه معیارهای مدیریت طرح رو در مورد خود جشنواره بررسی میکردیم!

البته بماند که از حیث مسایل سوق الجیشی چنین امری محال مینمود... 

چه کنیم دیگه... آرزو بر جوانان عیب نیست!

نتایج داوری هم که خدا بخیر کنه... خیلی به رو خودشون نیوردند ولی اکثر داوران تقریبا جا خوردند... ظاهرا فرمول نهایی داوری که قرار بود اختلافات بین داوران رو رفع و رجوع کنه و یک استنتاج نهایی با استفاده از داوری داوران صورت بده و یک لیست نهایی ارائه بده.... همچین یه خورده برای داوران غیر منتظره شد نتیجه ش...

بگذریم از لیست.... که یک طرح دو جا و با دو امتیاز و رتبه نوشته شده بود.... و برخی طرحها که بعید میومد نمره نیاره کلا مفقودیشن! بعضی طرحها هم که جزء روزمرگیهای برخی تشکلها بود و یا به طور اجرای صرف برای برخی ارگانها بوده.... رتبه اورده بودند!

هنوز خیلی فرصت نشده که داد و بیداد کنم!! هم ظرفیت کاری جشنواره اجازه نمیده و ادم دلش نمیاد با این همه مشکل که سر راه جشنواره بود بره هی نق بزنه .. هم وقتم نمیشه!

روی هم رفته از ۱۰۰۰ امتیاز و مدل ارزیابی ای که داشتیم...هر چند کار سخت و طاقت فرسا و مفیدی بود و فتح باب بسیار عالی ای بود... و باید خسته نباشید گفت....

اما از لحاظ فنی!!....انصافا خود جشنواره بیشتر از ۲۰۰ نمیگیره!

 

این پست ور بذارید به حساب یه خودزنی جوانمردانه!

۰ نظر ۰۲ دی ۸۶ ، ۱۱:۴۷
آسیه سادات بنیادی