فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

وارونگی

چهارشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۱۸ ب.ظ

امر به معروف و نهی از منکر هم ماجرایی شده در ادبیات مذهبی جامعه ما. دیروز عصر با عزیزی پاک طینت سوار تاکسی بودیم، من صندلی جلو نشسته بودم و ایشان با دو نفر مسافر که پیش از ما سوار شده بودند عقب نشسته بود.
دو مسافر، دخترکانی نورس بودند که با صد قلم آرایش و قهقهه های بلند و حرفهایی که در مورد دوست پسرهایشان میگفتند، تمام قلمرو صوتی ساکنین ابوقراضه را تصاحب کرده بودند.
من داشتم در دلم دعا میکردم که یک روزی یک جوری از این حال سست خطرناک بیرون بیایند. 

وقتی پیاده شدیم چند قدم نرفته بودیم که همسفر پاک طینت من زد زیر گریه! که چرا من اینقدر ضعیف بودم که چیزی به آن دو نگفتم و نجاتشان ندادم!

لحظاتی هنگ کردم و من من کنان گفتمش در آن شرایط نه وجوبی بود و نه مصلحتی و نه فایده ای! گفت من دوره امر به معروف گذرانده ام!
گفتم، چه بسا حرام بود! که در ملاء عام کسی را به نصیحت بگیری، امکان نداشت از گوش راننده در امان بماند نصیحت خواهرانه شما.
خیلی با هم حرف زدیم در مورد امر به معروف و نهی از منکر. 
گاه به نظرم میرسد عملا امر به معروف و نهی از منکر ساختن جبر اجتماعی است که برای ذهن من زمخت است کمی.
نمیتوانم بپذیرم در اولین دیدار با کسی به خودم جرات دهم امرش کنم یا نهیش! چیزی که به نظر میرسد در تئوری رایج امر به معروف و نهی از منکر پسندیده مینماید.

پ.ن:
1- پسرکانم با هم  دوست شده اند و گویی عاشق! حنیف در قصه هایش همیشه در کنار داداش امین است. و غذاهایش را برای داداش امین میپزد.
2- از گردنه انتخابات گذشتیم. من بارها قالب تهی کردم از اضطراب آشوب محتمل! در حال حاضر هیچ چیز به اندازه امنیت و آرامش و ثبات در این دنیای بلبشو برای کشور ما اساسی نیست.
3- این روزها نه مینویسم و نه میخوانم. فقط نگاه میکنم!

۹۶/۰۳/۲۴
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۱۱)

۲۴ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۴۲ دوست مجازی

امر به معروف و نهی از منکر، نشانه بهترین امّت از نگاه خداوند هست...


کنْتُمْ خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکتابِ لَکانَ خَیراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ - سوره آل عمران، آیه 110

شما بهترین امّتی هستید که برای مردم ظاهر (وگزیده) شده اید. به خوبی ها فرمان می دهید و از بدی ها و زشتی ها، نهی می کنید و به خدا ایمان دارید و اگر اهل کتاب (نیز به چنین آئین درخشانی) ایمان آورده بودند، قطعاً برایشان بهتر بود. برخی از آنان مؤمنند، ولی بیشترشان فاسق اند.

پاسخ:
بله. در اصل پسندیدگی امر به معروف و نهی از منکر شکی نیست. عرض کردم در چند و چونش و تیوری رایج ابهاماتی دارم.
سپاسگزارم
۲۶ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۴۳ میثم علی زلفی
فکر نمی کنم کسی دوست شدن و آشنایی قبل از امر را تجویز کرده باشد و یا دلیل مستقلی برآن باشد.
با این حساب فقط مردمان روستاهای کوچک و محله های کوچک حق چنین کاری را دارند

ضمن اینکه مشکل اصلی امر و نهی نکردن ها مغوله ای است به نام جرعت یا شهامت که در بسیاری جاها با وجود علم به اثر گذاری باز موجود نیست
بهتر است صورت سوال دوستتان را پاک نکنیم؟
تشکر از شما

+ بچه ها خیلی زود صمیمی و خیلی زود هم دعوا می کنند. دنیای عجیبی است
پاسخ:
سلام علیکم. سپاسگزارم
بله در مورد زمینه و شرایط لازم برای وجوب امر به معروف و نهی از منکر روایات مطلق و مقید فراوان داریم. اما اموزه های دیگری از دین هم با این دو کنش دارند مانند حرمت رنجاندن مومن.
قبول  ندارم که آشنایی معنایی انقدر ضیق بیابد که فقط اهالی روستا بتوانند امر و نهی داشته باشند. آقای اسکندری اشاره ای فرموند. امروزه کنشهای اجتماعی به ابزارهای بسیار گسترده ای مجهز است. نمیتوان به ذهن نااماده حمله کرد! به نظرم خشونت فقط فیزیکی نیست فشار روانی ایجاد کردن هم خشونت و تعدی است. به نظرم امروز باید از ابزارها برای ایجاد تغییر کمک گرفت. هدف امر به معروف و نهی از منکر خود امر به معروف و نهی از منکر نیست بلکه به نظرم ایجاد تغییر مثبت دینی است و این مهم با رفتارهای مرسوم تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر چه بسا به مخاطره می افتد.
این فقدان شهامت که فرمودید بیجا نیست و به نظرم ترس مقدسی است! ترس از تخریب روانی دیگران است. باید این مهم دینی را هوشمند و مترقی سازیم و از مواجهه های بی مقدمه و امرانه و ناهیانه خشن (به  معنای روانی اجتماعی اش) واقعا بترسیم. بترسیم که مبادا آرامش و احترام شخصیت دیکران را بیازاریم. 
شخصا نمیتوانم احساس شرم یا خجالت یا ترس یا تحقیر دیگری را وقتی به او امر یا نهی میکنم تحمل کنم یک نوع برتری ضمنی در چنین اقدامی تولد میابد. یکبار به روش مرسوم کسی را مثلا امر به معروف کردم  دیدم این واقعه ناشناخته است! تا یک هفته دنبال طرف میدویدم که یک امر و نهیی به من بکند احساسم التیام یابد معادله دو انسان برابر ترمیم شود!!! و این دویدن بیشتر از ان امر اثر کرد ظاهرا!!! 
به هر حال اتفاقی که در امر یا نهی دیگران میافتد به نظرم باید شناسایی شود از جنبه های مختلف اخلاقی روانی اجتماعی و... 
ما به دانش روانشناسی اجتماعی برای بازتعریف امر به معروف و نهی از منکر نیاز داریم.
دقیق متوجه سوال انتهایی فرمایشتان نشدم
خوشحالم که بازگشتید.
و از پایان نگرانیتان درباره فرزندانتان که میدانم رنج آور است. درباره فرزندان معمولا صبر همیشه کار ساز است، اما عشق با صبر جمع نمی شود.

شاید تنها مصداق لازم و صحیح امر به معروف و نهی از منکر همین است که شما نمونه اش را در این نوشته انجام داده اید، یعنی «نهی از آنچه جامعه ما امر به معروف و نهی از منکر میخواندش» و خود آمیخته با هزار عیب و منکر است.
پاسخ:
سلام علیکم. بسیار سپاسگزارم
بله به نظرم ما متاسفانه هوشمندی لازم برای حفظ حقیقت آموزه های دین از گزند تغییرات ماهوی موضوعات را نداشته ایم. و شاید تاریخ همه ادیان شاهد چنین چیزی بوده است.
الان خود امر به معروف و نهی از منکر انقدر دچار ابهامات درونی شده است که به قول شما مصادیق خارجی اش خود از مصادیق معروف و منکر میشوند گاهی. و این نه به خاطر ابهامات سنتی در مورد معروفها و منکر هاست بلکه به علت تحول مفاهیم و ارزشها و نکاویدگی مقوله امر به معروف و نهی از منکر است حتی سازوکار این کاوش هم وجود ندارد! کاوش سنتی جز داده های ناکارآمد و ایستای پیشین را نتیجه نمیدهند.
تئوری رایج امر به معروف و نهی از منکر، برآمده از ساختار ذهنی دنیای قدیم و مناسبات اجتماعی پیشا مدرن است. علاقه ای به دنیای مدرن ندارم. ولی نمیتوان خارج شدن از سنت و عوارض آن را کتمان کرد. چه بخواهیم یا نخواهیم مناسبات مدرن زندگی ما را در خود پیچیده و البته به ده ها دلایل، در درونی کردن این مناسبات هم دچار مشکل شده ایم. از درون سنتی و از بیرون مدرن، در عقیده هنوز با سنت انتخاب هایی داریم و در عمل بر مدار حُسن مدرن می چرخیم. با این وصف آیا موضوع امر بمعروف و نهی از منکر هنوز با همان جهان نگری قدیم برای زندگی جدید کاربرد دارد؟ بعید می دانم. 
از سویی دیگر امر به خوبی ها و نهی از بدی ها هر روز به اشکال مختلف ( غیر مندرج در احکام فقهی) از سوی نهادهای خاص عموما تبلیغاتی و مذهبی، تبلیغ میشود. آن حجمی از تبلیغ که در گذشته در یک سال صورت میگرفت، امروزه روز در یک شب صادر میشود، روزنامه ها حدیث های اخلاقی چاپ میکنند. تلویزیون عرصه جولان انواع تبلیغات مذهبی است. و اگر بگوییم سایر جنبه های محصولات صوتی - تصویری در حاشیه مذهب است یا زیر سیطره منطق آن است، بی جا نگفته ایم. کتابهای مذهبی، اخلاقی، سبک زندگی، معیشت دینی و... فیلمها، صفحات اینترنتی وموسسات دینی کلان با بودجه های کلان در این سرزمین کم نیست. با این حال چرا حتی این مدل جدیدتر امر به معروف و نهی از منکر کم اثر بوده و راضی کننده نیست؟ 
آیا واقعا نباید در تئوری اجرایی این فریضه دینی بازنگری شده و آن را متناسب با زندگی کنونی ارائه کرد؟ آیا جامعه جدید روانشناسی اجتماعی جدید ندارد و نمی خواهد؟ آیا رسانه های جدید منطق حاکم بر خویش را ندارند؟ و نباید برای سود بهتر از آنان بر منطق آن حاکم  و آگاه شد؟ آیا دانش ارتباط شناسی در دوره های امر به معروف و نهی از منکر گنجانده شده است؟ آیا نباید درک کنیم و حالی خودمان کنیم که دین معطل صورت تنها نیست و صورت ها باید در خدمت نتایج و مقصود شارع باشد؟ آیا نه اینگونه است که بهترین نتیجه خود تکلیفی در درون دین است (به قدر مقدور و در چارچوب فضیلت ها  نه به هر قیمتی)؟ آیا نه اینگونه است که امربه معروف فقط بیان صوری خوبی ها و نهی صوری از بدی ها نیست یا ایجاد ساختار اجراء حقوقی و مقابله قضایی با نقض آن نیست؟ و...  
اجتهاد به همین کار می‌آید و اگر چنین خروجی از دستگاه عریض و طویل اجتهاد بیرون نیامده از کم کاری مجتهد یا سترون بودن فقه حکومتی در این عرصه است. 
پاسخ:
سلام علیکم. سپاسگزارم از توضیحات ارزشمندتان. به گمانم تا حدود بسیار زیادی موافقم
لزوم بازفهمی آموزه های دین از طرفی بسیار ضروری به نظر میرسد و از سویی بسیار ترسناک. ایجاد هر گونه تغییر در امانتی که هیچگونه دسترسی زنده ای به صاحبش نداریم کابوس وحشتناکی است.
از سویی وحشت مفهومی به نام "بدعت" که همواره از ان نهی شده ایم ما را فلج میکند و از سویی وحشت عوض شدن موضوعات و ماهیت آنها ما را به فرار از توهم دینداری با موضوعاتی که دیگر از خود خالی شده اند وامیدارد و از ما بازفهمی و بازبینی در اموزه های دین طلب میکند. دو احساس متناقض در دینداری امروز همواره احساس میشود.
امر به معروف و نهی از منکر هم این روزها یکی از جدی ترین این آموزه هاست. شخصا معتقدم باید به بازفهمی ارزشهای اساسی دین برای حفظ حقیقت اموزه های دین بپردازیم وگرنه زمان حقیقت دینداری ما را تغییر ماهوی خواهد داد و اگر بخواهیم ایمانمان را از گزند این تغییرات ماهوی که با حفظ سرسختانه ظواهر امور هم همراه است حفظ کنیم باید بازفهمی هوشمندانه مومنانه ای اتفاق بیفتد که هدفش حفظ حقیقت دین است از خشونت مناسک ظاهری دین.
الله اعلم
۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۰۸ میثم علی زلفی
تشکر از توضیحات شما
اینکه فرمودید:
« هدف امر به معروف و نهی از منکر خود امر به معروف و نهی از منکر نیست بلکه به نظرم ایجاد تغییر مثبت دینی است»
به نظرم بیان یکی از حکمت های امر به معروف است چرا که در امر و نهی گاهی فقط به دنبال کنترل شرایط هستیم و این نشان می دهد هدف آنچه بیان کردید نیست بلکه یکی از حکمت ها می تواند باشد البته اگر دلیلی بر آن بیابیم.
-----------------------------------------
آنچه ما به مقتضای کتابی که مشغول نوشتن آن هستیم در باره ی اصول و مبانی روش های سخنرانی به این نتیجه رسیدیدم که:
دین در 4 مرحله کلی به انتقال و جذب و تفهیم و تثبیت مفاهیم و اجرایی شدن معارفش می پردازد که توضیح آن مفصل است:
1- نداء
2- دعوت
3- ابلاغ
4- امر و نهی
متاسفانه اشکالی که در ناحیه ی امر و نهی رخ می دهد این است که عمده افراد در ذهن به دنبال دعوت اشخاص هستند و ترغیب و تشویق افراد به دین اما در عمل از مرحله ی4 یعنی امر و نهی که مرحله ی اجرایی شدن و تثبیت معارف است استفاده می کنند.
علت این مسئله نشناختن جایگاه این 4 مرحله و تفاوت های آن است.

متاسفانه پیش از ما کسی به این صورت این مسئله را تحلیل نکرده است. و این دسته بندی ما ثمره ی اندیشه در روایات است.
نکته دیگر نباید این 4 مرحله را 4 مرحله ی امر و نهی یعنی قلبی و لسانی و یدی تا جرح و یدی تا قتل و جرح دانست و صد در صد متفاوت است و و هر مرحله تکنیک های خودش را دارد.
------------------------------------
مساله دیگر ترس در امر و نهی است که مطمئنا منظور ما ترس از هتک مومن و ... نیست که چیز پسندیده ای است و این مسئله خروج موضوعی است بلکه ترس از اجرای امر و نهی در صورت بودن شرایط است. ترس از کشیده های آب نکشیده ی مخالفین امر و نهی :)))
پاسخ:
سلام علیکم. سپاسگزارم
ظاهرا شما به تجزیه و تحلیل و تجرید بیشتری همت کرده اید و خیلی چیزها را که در تعابیر مرسوم در دامنه امر به معروف و نهی از منکر گنجانده اند از آن تجرید کرده اید. به نظرم جای این تجریدها هست اما کمی حرکت عمقی تر و طولی برای سنخ شناسی رفتار هم لازم است نه فقط طبقه بندی عرضی. و البته اموری فرا عملی و فرا فقهی به نظرم نیاز به وارسی دارند. (به نظرم میرسد تقسیم بندی شما در چهارچوب مقولات فقهی است)
ان خروج موضوعی هم با توجه به این تجرید و تجزیه تحلیل جدید شما (جای دیگری ندیده ام) خروج موضوعی خواهد بود نه نگرش رایج امر به معروف و نهی از منکر. کما اینکه در جامعه شاهد هستیم.
ضمن اینکه باید این چهار مرحله و مقسم ماجرا را کمی بیشتر توضیح بفرمایید گمانم نکات زیادی باید داشته باشد
سپاسگزارم
بحث مدرنیته به میان آمد. عباس عزیز میگوید برای مطابقت با جهان مدرن باید در امر به معروف و نهی از منکر بازنگری کرد و شکل آن را تغییر داد و شاید محتوا را و خانم بنیادی هم تقریبا بر این نظر است.
در اینجا که گفت و گو خودمانی است میتوانیم صریح باشیم. فکر میکنم همه میدانیم که اگر بخواهیم الزامات مدرنیته را در نظر بگیریم باید بپذیریم که امر به معروف و نهی از منکر را باید به کلی کنار گذاشت به مطلق ترین معنایی که از کنار گذاشتن به ذهن میاید.  دستاورد عمده تفکر فلسفی جدید و معاصر همین بوده که نشان دهد آنچه ما معروف و منکرش مینامیم یکسره مفاهیمی اجتماعی است و تغییر پذیر و اصولا هیچ معروف و منکر مطلقی وجود ندارد که بتوانیم مردمان را به آسودگی بدان بخوانیم چه برسد که این معروف و منکر برآمده از دین و شریعت باشد.
از نظر حقوقی نیز اصلا ما حق نداریم کسی را به معروف و منکری بخوانیم مگر در چهار چوب قانونی که خودمان وضعش کرده ایم و همگان قبولش کرده ایم و آن قانون را هم میتوانیم هر وقت خواستیم تغییرش دهیم نه اینکه هزارارن سال پیش قانونی گذاشته باشند و ما امروز مردمان را بدان بخوانیم. 
پس تعارف را باید کنار گذاشت و پذیرفت که امر به معروف و نهی از منکر یکسره با زندگی مدرن ما مخالف است و مصداق تجاوز به حریم خصوصی است و تلاش برای مطابقت آن هم دست و پا زدن بی نتیجه است. اصلا دعوای اصلی جامعه مدرن با دین همین مسئله حق فردی است که امر به معروف و نهی از منکر یکسره ناقض آن است.
حالا باید منتظر علمای باهوشی بنشینیم که فتوا دهند که متناسب با زمانه امر به معروف و نهی از منکر به کلی ساقط است و دین در حوزه خصوصی اعتبار خواهد داشت. اتفاقی که دیر یا زود به نحوی خواهد افتاد. 
پاسخ:
سلام. سپاسگزارم.
من راستش اصلا به مدرن بودن یا نبودن، سنت یا مدرنیته فکر نمیکنم. و البته به داغی هم مسلکانم در پیاده کردن مطلق لایتغیری به نام دین(که در اصل چیستی اش بحث دارم) یا حکم خدا (که در محصل بودنش بحث دارم نه اصلش) نیستم. اساسا برای چنین مفاهیم کلی ای موجودیت دقیق و معینی نمی یابم اگرچه به چیزی به نام هویت تاریخی انسانها قایلم و انرا مساله مهم و حیاتی میدانم. و رفتارهای جزئی ای را میشناسم که در ارزیابی شان ابزارهایی در خودم و منابع تاریخی مان می یابم.
نمیتوانم از خدای شخصی مطرح شده در لسان محمد ص بکذرم. لذا نمیتوانم آنچه او ارزش نهاده را بی خیال شوم اما این سخن که ارزشهای اجتماعی مدام در تحولند موافقم و «خواسته ی» من این است ان ارزش اعلام شده توسط محمد ص را بازیابی کنم و گویی به نوعی اطلاق برای ان ارزشها اعتقاد دارم که ورای ساختارهای زبانی و اجتماعی و حقوقی است. دلیلی بر این «اعتقاد» جز همان «خواسته» درونی ام ندارم.
لذا معتقدم در نگاه تاریخی اساسا زندگی اجتماعی بدون امر به معروف و نهی از منکر (به معنای زمان صدور این اصطلاحات) وجود ندارد و این اصطلاح « دست کم» به نوعی فعال بودن در اجتماع و اهمیت دادن به سرنوشت دیکران اشاره  دارد که گویا برای خدای محمد ص مهم بوده است و من معتقدم باید آن ارزش را از زمان تجرید کنم و پیشتر گفتم به وچود چنین ارزشهای فرا زمانی برای ذهن بشر و دین محمد ص قایلم.
و البته اعتراف میکنم که این تلاش را اگر از زاویه ای رسن بنگرم (آنگونه که به گمانم نظرگاه شما است) انرا جز تعارف و تلاش برای حفظ یک دلبستگی نخواهم دید!
سپاسگزارم


آقای کامران نظر بنده را یک بار دیگر بخوانید. بنده واقعیت مدرن زندگی کنونی را چه خواهان و پذیرای آن باشیم یا نباشیم مطمح نظر آورده ام نه اینکه آن را ملاک سنجش و ارزش گذاری قرار دهم. 
برای من امر به معروف و نهی از منکر حکم خدا است و در اصل آن شک روا نمیدارم . منتها موضوع روش های سنتی و مدرن است. نه مبانی نظری سنت و مدرنیته. برای عصر جدید که نظام زندگی تحول پیدا کرده ، باید از فرصت های نو و امکانات حاضر برای اجرای این حکم سود برد. البته دیگر موضوعات هم مطرح است. منتها فعلا همین موضوع را با هم حل کنیم تا بعد.  


 #استاد_مطهری:
🔸امروز در محیط زنهای متجدد و فرنگی‌مآب ما یک بیماری وجود دارد و آن بیماری هوسبازی و ولو بودن در حاشیه خیابانها و پیروی مفرط از مدپرستی و اسراف و تجمل است. این را می‌خواهیم با زبان و موعظه و یا ملامت و طعنه علاج کنیم و البته با این وسایل چاره‌پذیر نیست. اگر روزی توفیق پیدا کنیم که عملاً در فکر چاره‌جویی بیفتیم و منطق را در امر به معروف و نهی‌ از منکر دخالت دهیم، همه این مشکلات به خوبی و آسانی حل می‌شود.

📝ده‌گفتار، ص 97

عباس عزیز
یعنی چه که موضوع، روش سنتی یا مدرن است و نه مبانی نظری سنت و مدرنیته؟
حرف من روشن است: حقوق جدید، قانون امر به معروف و نهی از منکر را بر نمی تابد، این یعنی مدرنیته. شما از من بهتر میدانید که ریشه های این حقوق چه جهان بینی و فلسفه ای است. پس امکان اینکه ما روش مدرن داشته باشیم اما مبانی سنت را پیروی کنیم ممکن نیست.

اگر شما نتوانید در اینکه یک حکم، حکم خداست شک کنید پس هیچ حرکتی به جلو نخواهید داشت.  برخلاف آنچه شما میفرمایید مسئله عمیقتر از شکل اجرای یک حکم است. اتفاقا مسئله همین است که ما شک کنیم در اینکه اصلا حکمی (در این مورد امر به معروف) حکم خداست یا نه؟ آن هم نه به معنای فقهی اش بلکه به معنای اخلاقی اش. نه اینکه دوباره متون را زیر و رو کنیم که آیا مثلا وجوب را میتوانیم به استحباب برگردانیم؟ بلکه اساسا بپرسیم که آیا خدا از ما چنین چیزی را میخواهد؟ به عبارت دیگر آیا این امر خیر است؟ برای این پرسش ما خیلی چیزها را باید بازنگری کنیم و تا این کار را نکنیم در ساختن روش های تازه زندگی نیز ناموفق خواهیم بود.

جناب کامران ممنون که نظر خودتان را صریح فرمودید. صرف نظر از بررسی نظر شما، آنچه بنده به آن تصریح کردم نیز روشن بود . بعنی بنده معتقدم زندگی جدید مقتضای خودش را دارد و بنده نیز سر آن ندارم که نشان دهم سنت با مدرنیزم سازگار است یا نه؛ منتها اگر فرض کنیم که امر به معروف حکم خدا است و این برای ما ( فرضاً) قابل مناقشه نباشد، بازهم معنایش این نیست که فقط باید و میتوان به صورت مستقیم و با تذکر رو در رو ( سنتی ) جلوی منکر را گرفت و یا به طور مستقیم بر خیرات امر کرد و تبلغش نمود. زندگی کنونی راه های متنوع و بسیارموثرتری جلوی پای ما گذاشته است. 
حال مدعیات شما را چه کنیم؟ آیا سنت و مدرنیزم هرگز با هم جمع نشده و نمیشوند؟ روش های نو نمیتوانند در خدمت آموزه های سنتی قرار گیرند؟ اخلاق مدرن در تضاد با آموزه های دینی است؟ لازم است درباره احکام خدا شک کنیم؟پس از شک چه کنیم ؟ و... پاسخ اینها کار من نیست. من تنها بر این عزم هستم که رای خویش را به نحوی که خود میخواهم تشریح کنم. سایر موارد باید در بحثی مستقل طرح و هر آنکس که ادعایی در آن دارد طرح بحث کند.
۲۱ دی ۹۶ ، ۲۰:۳۱ آسیه سادات بنیادی
سپاسگزارم از مشارکت بزرگواران

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی