فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

ملالغت!!

جمعه, ۲۶ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۵۸ ب.ظ

کسالت این چند ماه فرصت نوشتن و حتی خواندن را برایم تنگ کرده است. انشاالله ختم به خیر شود.

جریانات اندبشه های شیعی قرن دو و سه در کوفه و همچنین ری برایم خیلی مهم شده است چرا که شناخت آن زمینه شناخت حجم کثیری از روات حدیث شیعی را فراهم می آورد. 

تقریبا دو نقطه مهم در جغرافیای حدیث هستند و اکثر روایات ما از این دو شهر عبور کرده اند. 

جریان مفضل در کوفه و سهل در ری تصویر معناداری در میراث حدیثی ما بر جای گذاشته اند که نیازمند هویت شناسی هستند. مرویات این جریانها در کتب حدیثی انقدر زباد است که اغلب از جرح افراد منسوب به آن هراس دارند.

من که به گمانم روی ابن غضایری را سفید کرده ام در سخت گیری، فعلا تا رسیدن به شواهد تبریه منسوبین به جریانات غلو و تفویض را با دیده اتهام مینگرم. به همین جهت متهمم به ملالغت!

اما چند روز پیش بیان عجیبی از بانویی حدیث پژوه خواندم که گفته بود جعل در میراث حدیثی شیعه امکان نداشته است چون اهل بیت ع حواسشان جمع بوده و پالایش می کرده اند!!!

پ.ن:

۱- پسرم وارد سال سوم زندگی اش شد... جشن تولدش را خیلی میفهمید!

۲- استعداد خواندن به شکل پررنگی در پسرکم تبلور دارد. کاملا تصادفی فهمیدم بعضی کلمات را میشناسد!!  هنوز محصول آموزشی ای که بازی کودکم را به برنامه اموزشی تبدیل نکند نیافته ام. سخت در جستجو هستم. به گمانم باید خودم چیزی بسازم.

۹۵/۰۹/۲۶
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۱۰)

۲۶ آذر ۹۵ ، ۲۰:۲۱ میثم علی زلفی
اگر روی ابن غضایری را سفید کرده اید باید منتظر جرح و طرد علما باشید

+ شاید هراس علماء از جرح افراد کثیر الروایت، ریشه در یک امر عقلایی داشته باشد. (البته حرف آن خانم که بسیاری دیگر هم می زنند را به احتمال زیاد باید ضمیمه آن امر عقلایی کرد)

حرف عقلا چیست؟ اینکه با این همه روایت نمی توان احتمال کذاب بودن یا غالی بودن و ... برای راوی لحاظ کرد.
اشکال:
پس افرادی مثل ابوهریره نیز به علت نقل کثیر حدیث باید ثقه باشد.
جواب کثرت به تنهایی دلیل بر ثقه بودن نیست بلکه باید از راویان کتب شیعی باشد
سوال: چرا  باید از راویان کتب شیعه باشد
چون راویان و روایت ها بارها و بارها توسط امامان مورد پالایش قرار گرفتند و این یعنی شاید بتوانیم در مورد راوی با تعداد نقل حدیث کم احتمال کذب بدهیم اما درباره ی کثیر الروایت چنین احتمالی عرفا محال است.

فکر کنم بتوان حرف آن خانم را اینگونه توجیه کرد!
پاسخ:
سلام. بله انتظار روی خوش ندارم. اما مساله کوچکی نیست به صورت کلی این نکته را تمام شیعه متفقند که ایمه ع ضدیت جدی با جریان غلو و تفویض داشته اند اما عملا معلوم نیست این جریان آه کسانی بوده اند. و عملا در رویه رایج رجالی محدثین ما همه متهمین به غلو توثیق میشوند و تضعیفهای کلی بدون بیان دلیل بیشتر مورد قبول واقع میشوند. 
به نظرم چشم پوشی از شناخت جریان غلو که هم اکنون رایج است اغماض دهشتناکی است و ندیده گرفتن مهمترین مبغوضین اهل بیت است. چطور میتوان روایت خصم کسی را در مورد وی و کلام وی اعتماد کرد؟؟
عقلایی بودن هراس علما در این باب بر این مبنا استوار است که وضعیت کنونی مذهب باید حفظ شود شخصا معتقدم حقیقت اندیشه اهل بیت باید مبنای حفظ یا تغییر باشد نه هراسهای اجتماعی ما از بهم ریختن وضعیت.
استدلال ان خانم هم واقعا عحیب و مغایر تاریخ است. نیازمند اثبات تاریخی است این حرف که تک تک کتب و روایات انها توسط اهل بیت بررسی شده اند!! اساسا امکان پالایش همه روایات توسط اهل بیت ع وجود داشته است؟
سپاس از توجه و پاسخ حضرتعالی
۲۸ آذر ۹۵ ، ۱۱:۰۹ عباس اسکندری
ممنون. امیدوارم کسالت‌ها برطرف و از سفره خواندن و نوشتن شما بیشتر بهره ببریم.اشارات شما را خواندم. امید که به تفصیل بروید.  
بررسی جریان علمای شیعی در عراق و ری و قم برای بنده هم مدت ها محل توجه و علاقه بود. 
غلو به خوبی روشن نشده و راویان متهم به آن، مسبوق، به یک نظریه طرد میشوند. اگر آن نظریه اصلاح شود چه بسا اینان غالی محسوب نشوند.
درکنار غلو، توجه ما به تقصیرهم کم و ناقص است. این روی سکه نیز باید لحاظ شود.   
پاسخ:
سلام. سپاسگزارم
بله
بله البته اساسا شناخت شخصیت و افکار ائمه شیعه کار دشواری است که این دو جربان رهزنان آن هستند.
سلام . این که گفته شده ئدو قرن اول شیعه با بعدش فرق داره درسته ؟ مگه در این دو قرن چی شده بود یا بعدش چه اتفاقی افتاد؟ علمای این دوران کیا بودند که میگن هم سالم و بی تعصب بودند و هم عقل گرایی داشتند و هم نسبت به فرق دیگر کمتر دعوا داشتند؟ 
یه خرده برامون میگید؟  
پاسخ:
سلام. البته طبقات مختلف روات دارای اهمیت هستند. قرون دو و سه برای بنده از انجهت بسیار کلیدی است که شاید بتوان شاکله شیعه اثنی عشری به شکل کنونی اش در ان دوران شکل گرفته.
اتفاقا بیشترین و اساسی ترین اختلافها در همین دوره بوده و قرون بعد یک سامان یافتگی بیشتری بوجود میاید. تقریبا بعد از شهادت امام صادق ع تا اتمام دوران غیبت صغری اختلافات و نابسامانی گسترده در شیعه بوجود میاید.

۲۹ آذر ۹۵ ، ۱۱:۵۹ میثم علی زلفی
به نظرم توجه به چند نکته ضروری است.

1- بررسی جریان غلو به تعریف شما از اهل بیت بستگی دارد نه به تعریف شما از غلو چرا که غلو فرع بر شناخت اهل بیت است و تعریف شما از اهل بیت اگر قرار باشد از روایات باشد محتمل است که گرفتار دور شود. پس به ناچار باید به علم کلام و مباحث عقلیه رجوع شود. و بر اساس مباحث عقلی بسیاری از حرف هایی که متهمین به غلو زده اند اگر قابل اثبات نباشد قابل رد نیست مگر مواردی که برای معصوم ادعای خدایی شده است.

2- نمی دانم تا چه حد با مکتب علمای قم و سطح علمای قم مخصوصا در زمان عصر معصوم آشنائید. علمای قم امامان شیعه را در حد مرجع تقلید های امروزی می دانستند فلذا بسیاری از مطالبی که راویان عراق و ... نقل می کردند را متهم به غلو می کردند. دانستن چنین مطلبی شاید پاسخی باشد بر بخشی از چرایی توثیق کسانی که متهم به غلو هستند.
چرا که اکثر کسانی که متهم به غلو هستند بیشتر توسط علماء قم به چنین امری محکوم اند و دانستن نوع اندیشه ی قمی ها نسبت به حضرات معصوم از میزان ارزش قدح قمی ها نسبت به روات می کاهد.
نمونه اش همین ابن غضایری است که برقی را که از علماء بزرگ شیعه است از قم اخراج کرد. و علماء نسبت به توثیقات غضایری اهمیت نمی دهند نه اینکه سخت گیر بوده است بلکه چون از قمی ها و صاحب همان تفکر است.

3- بر فرض که غالی بودن کسی هم اثبات شود تازه اول بحث و کلام همین جاست که آیا غالی بودن مانع کلی نقل روایت است یا مانع نقل روایاتی است که غلو در آن صورت گرفته است.

4- در مورد سوال آخر شما، می توان با کنار هم چیدن یکسری مسائل به ظن متمایل به یقین رسید که قاطبه روایات پالایش شده اند. و لااقل نسبت به راویانی که کثیر الحدیث هستند می توان به چنین ظنی دست پیدا کرد چرا که احتمال آن بسیار ضعیف است.
اولین آن همین دعب علماست بر جلوگیری از غلو و نقل از راویان ضعیف و کذاب که نمونه اش در قم لااقل در بحق غلو بسیار پررنگ تر بوده است.
دوم روایات فراوانی که اصحاب در آن از امام راجع به ثقه بودن افراد مختلف سوال کرده اند که این روایات نشان می دهد که علماء نسبت به اخذ حدیث از شخصی که مشکوک بوده است و یا حتی از مشاهیر بوده است احتیاط می کرده اند و از امام اجازه می گرفتند.
سومین دلیل دلیل عقل است که عقل نمی تواند بپذیرد، کسی که غالی است به تعداد بسیار زیاد در کتب معتبره شیعی نقل حدیث کرده باشد و علماء هم بی خبر باشند.
چهارم شواهد تاریخی که در آن کتب روایی به امام عرضه شده است و امام روایت های ضعیف را حذف کرده اند

---------------------------------------------
در مورد این عبارت :
«عقلایی بودن هراس علما در این باب بر این مبنا استوار است که وضعیت کنونی مذهب باید حفظ شود شخصا معتقدم حقیقت اندیشه اهل بیت باید مبنای حفظ یا تغییر باشد نه هراسهای اجتماعی ما از بهم ریختن وضعیت.»
باید گفت بنده نگفتم عقلایی بودن رفتار علما ریشه در هراس علماء‌ در حفظ وضعیت کنونی مذهب بوده است بلکه گفتم عقل و عقلا نمی تواند بپذیرد که از کسی به تعداد زیاد روایت نقل شده باشد ولی امام که رئیس العقلاست و علماء ساکت مانده باشند.
اما آنچه شما فرمودید به نظر می رسد صرف الادعاست و نیازمند دلیل و شاهدی از کتب و کلام علماست که بنده لااقل از عبارات آنها به چنین مسئله ای پی نبرده ام.
پاسخ:
سلام.
بله البته مساله به قول معروف علی المبنا به طرق مختلف میرود.شخصا "اهل بیت را خدا دانستن" را فقط غلو نمیبینم بلکه شریک کردن آنها را در اوصاف الهی را نیز از مصادیق غلو میشمارم. و در شناسایی الهی بودن یک وصف هم بحث و ادله دارم. اساسا محدود کردن غلو به یکی کردن ذات خداوند و اهل بیت ع را با متون ناسازگار میبینم به نظر میرسد مفهوم گسترده تری در ادبیات اهل بیت ع و استشهادات تاریخی غلو قلمداد شده است. (مفهوم شناسی غلو در اندیشه معصومین خودش بحث مفصلی است)
در مورد اندیشه قمی ها و دأب آنها در جرح رجال، بسیار خوانده ام. در اینکه مفهوم امام در ذهن انها با اهل ری متفاوت بوده شکی نیست. اما نسبت در حد مرجع تقلید دانستن امام حرف دیگری است که فرضهایی در خود دارد. و مساله نیازمند بررسی های خیلی بیشتر است. هم شناخت اندیشه های این دو طیف مختلف و تفاوتهایشان و بخصوص میزان تناسب هر یک با میراث حدیثی خود پروژه هایی هستند برای خودشان.
 اشعری، برقی را از قم اخراج کرده نه ابن غضایری. آقای خویی ابن غضایری را انسانی بسیار عالم و دقیق میداند اما فقط در بحث جرح غلو سخن او را به علت حسی نبودن مقوله نمیپذیرد!!
البته کتب ابن غضایری مسایلی دارند 
بله مساله پذیرش یا عدم پذیرش روایت اهل غلو مساله دیگری است که لزوما با اثبات غلو برای کسی تکلیفش معلوم نمیشود. اساسا روش کنونی تصحیح یا تضعیف حدیث را بسیار ناکارمد میبینم.
برداشتم از علت هراس علما بر ااس پاسخهایی است که در مورد چرایی عدم پذیرش تضعیف متهمان غلو مطرح میکنند اینکه اگر بپذیریم همه روایات را باید دور بریزیم. اندیشه های انان را الان همه داریم! تضعیفشان یعنی رد خودمان...و.... و از این دست مسایلی که ناظر بر شرایط اجتماعی و وضعیت خود ماست نه تحلیل علمی روایات و راویان!
الله اعلم!
سپاس از پاسخ حضرتعالی
    
۲۹ آذر ۹۵ ، ۱۲:۱۰ میثم علی زلفی
کتابی است با نام «سهل بن زیاد در آیینه علم رجال» به کوشش حسن مهدوی که در آن به انگیزه های غالی خواندن اشخاصی مثل سهل بن زیاد اشاره شده ، توضیحات بیشتر کتاب رو از لینک زیر بخونید
http://qomnews.ir/vdccmeqi.2bqei8laa2.html

پاسخ:
ممنونم
تا بخشی از نظرات را خواندم ولی وقت نشد ادامه بدم. اینطور نمی چسبد. لازم شد یک روز بیایم در محضرتان کسب فیض روایی...
هر وقت کسالت برطرف شد ندا دهید بانو.


پاسخ:
سلام بانو. 
دل ب دل راه دارد من هم مشتاق بحثهای جذاب و کلیدی شما هستم. راستش کلی حسرت خوردم دفاع کردید ترسیدم فرصت مصاحبت از دست داده باشم. امیدوارم حالا حالاها قم ماندنی باشید و من هم از این حال و روز فشرده کمی بیرون بیایم... دلی از عزا درآورم در صحبت حضرتعالی.
 نیازمند دعایتان هستم
۰۳ دی ۹۵ ، ۱۱:۰۲ میثم علی زلفی
منظورتان از شریک کردن در اوصاف الهی چیست؟ می توانید مثالی بزنید و کمی توضیح دهید
پاسخ:
سلام. معذور بدارید وارد جزئیات شویم تیغ تکفیر بسیاری بلند خواهد شد. انشاالله در فضای رسمی به شکل مقاله در نشریات علمی پژوهشی باید نوشت تازه آنجا هم چندان ایمن نیستیم از سطحی نگریهای تکفیری. متاسفانه بجث علمی به راحتی شکل نمیگیرد در این مجال و به سرعت تبدیل به جدل و تکفیر میشود.
به طور کلی مدعیات زیادی تحت عنوان ولایت تکوینی اهل بیت ع مطرح است که بدون یکسان سازی ذات ایمه ع و خداوند، آنها را در شئون و اوصاف الهی شریک میسازند. کافی است به صدر اسلام و مبارزات پیامبر اکرم ص و اهل بیت ع با مقوله شرک نظری بیندازیم تا مرز صفات الهی و شریک کردن دیگران در آنها معلوم شود. 
سپاس از توجه حضرتعالی
۰۴ دی ۹۵ ، ۲۱:۱۱ میثم علی زلفی
ان شاء‌الله در زمان انتشار مقاله ی مناسب ما را هم مطلع کنید.
البته تا کنون به چنین مطلبی که شما فرمودید نرسیده ام (شریک شدن در اسماء و صفات الهی) و البته شاید فلسفه و کلام را خوب نخوانده باشم.

تشکر از وقتی که گذاشتید.

+ شایداین نگاه که با گفتن حرف های جدید و مسائل پر چالش گرفتار تیغ تکفیر می شویم اولین خسارتش را به خودمان بزند چون شاید باز تاکید می کنم شاید نتوانیم بین نقد واقعی همراه با تندی لحن و صراحت و نقد تکفیری تمایز قائل شویم و از چکش کاری بحثمان محروم شویم.
(البته شما بزرگوارتر از این حرف ها هستید که گرفتار شوید بیشتر از باب تذکر به خوم و امثال خودم بود)
پاسخ:
سلام. شکسته نفسی میفرمایید.
بله متاسفانه وقتی فضا ناامن است انسان از منافعی به خاطر ترس از خطراتی بزرگتر مجبور است دست بکشد. تجربه بنده میگوید اسیبهای طرح و بحث خیلی مسایل کلامی ما از فوایدش بیشتر است. لذا مخالف طرح مسایل نیستم اما معتقدم احتیاط فراوان باید کرد که نه ایمان خلق شورانده شود و نه امنیت خود.
سپاس از حضور حضرتعالی
بخوان و بخوان و بخوان. اما تورو خدا گاهی هم بنویس !
پاسخ:
انشاالله
سپاس از اینکه به دفترک من سر میزنید
سلام آسیه جان
پ چرا نمی نویسی؟
پاسخ:
سلام بانو
قدم نورسیده دارم و کودکی که دلش از من رنجیده... نمیدانستم حنیفم تا این اندازه نازک است... دنیا سخت شده برایم... و فرصتی نمانده برای نوشتن.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی