فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

وحشت

يكشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۱۳ ق.ظ

شاید برای یک شیعه هیچ چیز به اندازه شناختن پدیده غلو و نقش تاریخی اون در تحول جریانهای شیعی، و حتی شکلگیری مفاهیم و اعتقادات مختلف شیعی مهم نباشه.
گاهی فکر میکنم اساسا فهم متون حدیثی شیعه و شناخت دقیق اندیشه های پیشوایان شیعه، بدون شناخت این ماجرای خانمانسوز در تشیع امکان پذیر نیست.
مدتی است مشغول ردیابی یک رگه دهشتناک از این جریان در مجموعه متون حدیثی هستم که موجب وحشتم را فراهم کرده است و خواب و خوراک از من گرفته است.
آنقدر یافته ها سنگین است که گاه حتی نمیتوان با هیچ کس از آن سخن گفت و احساس میکنم تا ابد بار آن بر قلبم سنگینی خواهد کرد.
چگونه میتوان به فرزندان یک طائفه بزرگ با عمری دراز فهماند که هیچ نشانی از پدرانش ندارد؟ جز یک نام! نشان ندارد که هیچ، گویا در سپاه دشمنانشان ایستاده است.

پ.ن:
حال کسی را دارم که از ترس لکنت گرفته است.

۹۵/۰۵/۱۷
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۵)

۱۷ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۳۳ میثم علی زلفی
پیش از رد یابی غلو در روایات آیا ملاکی برای تشخیص غلو داشته اید؟ دوست دارم نظر شما را بدانم
تشکر
پاسخ:
سلام. 
اصطلاح غلو، مشترک لفظی جالبی است در فضای کلام ما. همه با غلو مخالفند و در عین حال تفکرات غلو آمیز واقعا فراگیر است و بسیاری بسیاری را غالی میدانند. شخصا غلو در عرصه کلام و عقاید را صفات الهی به غیر خداوند دادن و از حد انسان فراتر بردن پیشوایان میدانم نه لزوما خدا دانستن. 
البته فعلا بیشتر کارم رجالی است یعنی افرادی که توسط ائمه ع غالی شمرده شده و طرد شده اند رو وارسی کرده ام، افکارشان و جریانهای اجتماعی متاثر از آنها. حتی در همین حد طبقه بندی داده های رچالی و حدیثی رازهای بسیاری را میگشاید.
البته منظورم از کار رجالی، روشهای مرسوم و کلیشه ای رجال نیست. بلکه معتقدم نه تنها از تاریخ بلکه از شیوه های مختلف تاریخی بخصوص جامعه شناسی تاریخی و بخصوص داده ها و منابع فرامذهبی باید بهره گرفت وگرنه کتب ثمانیه رجالی ما متاسفانه اطلاعات کافی و راهگشا چندان ندارد.
در واقع نخواستم به دام ذهنیت های شخصی بیفتم.
سپاسگزارم

بنده هم مدتی در باره غلو فکر کرده و مطالعه نمودم. ضمن آنکه درآغاز به همین نگرش سرکار نزدیک شدم، ولی هرچه جلوتر رفتم متوجه شدم که بسیاری از کمالات ائمه هدی علیهم السلام به اسم غلو انکار شده یا در محاق سکوت میرود.
از ترس غلو به وادی انکار افتادن یا تردید ورزیدن خودش دردی جداگانه است. و البته میدانیم که غلو چه جامه دهشتناکی بر تن شیعه کرده و چه بسیار فجایع، و تحریف و حتی واکنش و فرار که از غلو برخاسته و دامن تشیع را آلوده کرده است.
پاسخ:
سلام. بله. متاسفانه ائمه شیعه به روشهای اصولی مطالعه نمیشوند. کمالات انسانی سرشاری به استناد شواهد تاریخی در بسیاری از ائمه شیعه وجود داشته است. که دشمنان آنرا منکر شده اند، غالیان آنها را به صفات الهی گونه منقلب نموده اند و غلوستیزان قادر به تجرید آنها از تفکرات غلو امیز نبوده اند.
بیان شما که ناظر به دوگانه مشهور غلو و تقصیر است متعلق به نگاه کلامی ای است که بر مطالعات حول جریانهای غلو سیطره دارد، و برای من این برداشت را فراهم کرده است که ازآنجا که اساسا در دستگاه دیگری در این باره اندیشیده ام سخنم فهمیده نشده است.
تعارضی بین این دو وضعیت، یعنی وجود فراگیر غلو و انکارهای مغرضانه و یا نامعقول امتیازات شخصیتی ائمه ع وجود ندارد که مجبور به انتخاب یکی باشیم و اگر معتقد به وجود غلو شدیم انکار کمالات را ندیده بگیریرم. و یا حتما لازم باشد از یکی به دیگری منتقل شویم.
واقعیت این است که مطالعه ائمه شیعه مطالعه ای پر از آسیب و دشوار و هزار گردنه است
و به نظرم مهمترین آسیب این است که ماهیت وجودی مغایر با یک انسان در اکثر مطالعات به شکل پیش فرض یا مبانی ناگفته و نانوشته وجود دارد اگرچه بغض برخی نسبت به ائمه شیعه در مطالعاتشان انسان را به شگفتی وامیدارد
وضعیت مظلومانه ای دارند ائمه شیعه
متشکرم
وقتی شیعه ی امروزی قرن بیست و یکی روحانیت را فرا نقد می داند مگر می شود از غلو حرف زد. بهترین راه اینست که شاخک های اندیشه نسل جوان را برانگیخت و به انحای مختلف سعی در بهبود بخشیدن به احساسات انسانی و اخلاقی نمود.
خیلی از فلاسفه اخلاق امروزی روی این بهبود بخشی به احساس تاکید دارند. باید به راههای این تحول اندیشید.
پاسخ:
سلام. بله متاسفانه تفکرات موجود را حتی نمیتوان جرات کرد و اصالت یابی کرد چه رسد به نقد! ریشه هم در اخلاق است بیش از هر چیزی. اخلاق اندیشیدن اخلاق رفتار کردن با تفاوت و اختلاف.
اوضاع ضد و نقیض است گاه به نظر میرسد امروزه ظرفیت فکر کردن و اندیشیدن بالاتر رفته و گاه به نظر میرسد تعصب و تنگنظری بیشتر شده... امیدوارم خدا خودش فکری به حال ما بکند!
ممنون از حضورتان بانو
خدا وند اگر اهل فکر کردن بود یه فکری به حال خودش میکرد با این دین و امت امروزی !!1 
پاسخ:
سلام. معنا کردن این جمله کمی سخت است! پر از چالش زبانی است.
شما که هنوز در وحشت بسر میبرید بانو‌ 
پاسخ:
سلام عزیز دل خواهر.
بله ظاهرا تمامی ندارد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی