فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

خمودگی

جمعه, ۹ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۳۲ ق.ظ

داشتم از واژه شناسی هایی که در باب مفردات قرآن صورت میگیرد و نگاه سطحی به حیات واژگان و مقوله معنا، میگفتم به این امید که مدرس محترم کمی در تدریسهایش زحمت مطالعه به خودش بدهد... گفت: "چرا تو همیشه معترضی و مینالی؟"
هنوز میخواستم از عمر دراز برخی واژه ها و معانی و لزوم ردیابی آنها در متون عبری قدیم بگویم که خفه ام کرد!
رنجی در درونم جوشید و در هم پیچید و ...  جز آهی برای بروز نیافت.
همه دردها یک طرف این غر وحشتناک پرسش صورت که "چرا از وضعیت نامطلوب ناراضی هستی!؟" نمکی است روی زخمهای کهنه همیشه تازه.

وضعیت نا مطلوب به کنار، اینکه نباید از یک امر ناثواب ناراضی بود خودش دردی است جانسوز که آدم را در اغما فرو می برد بخصوص وقتی از یک مثلا اهل تحصیل و تدریس و... بشنوی.


پ.ن:
هر چه قد پسرکم بلندتر میشود قفسه های کتابخانه یکی یکی خالی میشود... دستش به کتابهای قفسه سوم هم رسید!

۹۴/۱۱/۰۹
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۲)

ماشاء الله . امیدهایت نورانی و دلت روشن  . انشاء الله دامادی اش را ببینی . خوشحالی اش را . و زندگی خوبش را.
پاسخ:
سپاسگزارم
زنده باد هردوتاتون.

امیدمونو باید از سیستم و استاد و ... ببریم. باید خودمون جان بکنیم و الا غر غروهایی می شویم که وجودمان ملالت بار می شود واسته همه.
پاسخ:
سلام بانو. ممنون از لطفت عزیز
بله حق با شماست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی