فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

آشفتگی

چهارشنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۳۹ ق.ظ

هر از گاهی تصویر فرخنده دختر شهید افغان می آید توی ذهنم... چشمهایی گم شده در خون و موهای پریشان... در میان جمعی آدمی صورت سنگ و چوب به دست...
وحشتم میگیرد از این شرق غروب کرده ی عالم!!
از این پهنه خرافه گرفته... خرافه خورده... مرده در خرافه و خفگی!
فرخنده و قاتلینش کمابیش همه جا هستند... همه جای دنیای اسلام.. هر گوشه ای به یک شکل.
گاهی بدجور وحشتم میگیرد از این چرخ روزگار... که میراثی گرانبها را بر دوش خلف ناصالحی گذاشته است... قرنها پیش که باورش میشد  دنیای اسلام به این نقطه سخیف برسد؟ به این چاه تنگ و تاریک؟
چطور میشود که چنین میشود؟
چطور از دل آن دنیای شکوهمند و متمدن این جهان سراسر آشوب و وحشیگری در آمده است؟


پ.ن:
 1- این روزها مشغول یک موضوع جذاب بلاغی هستم در قرآن...

۹۴/۰۳/۲۰
آسیه سادات بنیادی

قرآن

معناشناسی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی