فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

مثل همیشه ...

جمعه, ۲۵ آذر ۱۳۹۰، ۰۴:۵۸ ب.ظ

گاهی لابه لای خطوط کاغذها و نوشته ها چشمهایت را خفه میکنی که چیزی پیدا کنی و نمیشود...

وهلاک میشوی لابه لای صداهایی که گوش اندیشه ات را میخواهند کر کنند...گوش ذهنت را...

گاهی دلت برای بوی کاه گل خانه های گلی رگ و ریشه ات تنگ میشود اما همینکه میخواهی بلند شوی و بروی برای چشیدن ، چشمت سیاهی میرود از این همه راه دور و دراز...

اینروزها مثل آدمی که بعد از یک سفر طولانی تمام استخوانهایش کوفته شده و مزاجش به هم ریخته... دنبال یک جای دنج میگردم که لحظه ای کز کنم و چشمهایم را روی هم بگذارم و بیاسایم....

یقه ی ذهنم را بگیرم و سرش داد بکشم...

وقتی دقیق نگاه میکنم میبینم سالهاست فقط دست و پا میزنم بلکه خودم را نجات بدهم...و فقط خودم را... از این همه سوال و ابهام و های و هوی و صدا و سکوت !...

در فرهنگ و جامعه ی ما که سوال کردن منجر به انگ و تهمت است ، در نقطه ی صفر پرسیدن بودن برای خیلی ها به معنی تمام شدن زندگی اجتماعی است... اما برای من نقطه ی آغاز زندگی با دیگران است... وقتی احساس میکنم دنیای وحشی اندیشه را درک میکنم و خطرهایی که ذهن هر کدام از این آدمها که میبینم را تهدید میکند... به آدمها نزدیک تر میشوم... چموشی هاشان را بیشتر درک میکنم... دلم نمی آید خشم بگیرم و حقیر ببینم...

میدانم بشر این موجود دو پا چقدر مفلوک میشود وقتی ذهنش و بدتر از ان نفسش بر او میشورد..

 

پ.ن:

1-مشغولم... مشغولتر از همیشه...

این است که کمتر مینویسم اینجا.... یا فرصت نوشتن برای اینجا نمیشود... یا مینویسم و فرصت ویرایش و انتشارش نمیشود....

2-خدایا دختران سرزمینم را در امان بدار... جسمشان را... جانشان را... روانشان را...نشاطشان را...ایمانشان را... پاکی شان را... رهایی شان را .... و پرواز باشکوهشان را در آسمان فرزانگی و آزادگی...

3-دیدن رنج و درد دیگران وسعت میخواهد... اللهم ارزقنا...

۹۰/۰۹/۲۵
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی