فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

ضرب ضربا ضربوا...

پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۸۹، ۰۶:۲۴ ب.ظ
به نظرم تسلط بر زبان عربی و زبانشناسی عربی ، کلیدی ترین مهارت برای یک پژوهشگر در عرصه ی علوم اسلامی است.
جامعه شناسی عرب عصر پیامبر اکرم(ص) و ائمه (ع) و چندقرن بعد از آن هم دانش کلیدی ای در این حوزه است.

چیزهایی که در حوزه های خواهران و چه بسا حتی حوزه های آقایان دارای یک فضای آکادمیک به روز و فعالی نشده است.

سطوح حوزه ی خواهران که ... واحدهای....

شاید زبان عربی از معدود زبانهایی باشد که پیش از تولد علم زبان شناسی جدید کمی تا قسمتی عملا وارد این عرصه شده بوده است.
گاهی لابه لای بعضی کتب قدما بحثهایی در مورد عناصر زبان عربی دیده میشود که به بحثهای دقیق زبان شناسی امروز شانه میزند!

اکثر این بحثها هم حول قرآن وقوع یافته. چه مستقیم/ به شکل مطالعه ی کلمات و کلام قرآنی، و چه غیر مستقیم/به عنوان مقدمه ی ورود به مطالعات مربوط به قرآن.

خلاصه نزول قرآن به زبان عربی ، باعث بوجود آمدن یک سرمایه ی علمی غنی در مورد زبان عربی شده  که ظاهرا کمتر در مورد زبانی اتفاق افتاده است.

اما نمیدانم چرا از یک برهه ای انگار سلسله ی این بحثهای زنده قطع میشود و یا بهتر بگویم میمیرد و از پویایی میافتد و بعد از آن همه چیز میشود آموزش!
آن شور پژوهش و تولید به یکباره فروکش میکند و همه ملای خواندن میشوند بی هیچ اتفاق جدیدی... آموزش هم کم کم یک اتفاق روزمره و بی هدف میشود!

این اتفاق شاید در مورد اکثر شاخه های علوم که در دامن جامعه ی اندیشه ی اسلامی میزیسته اند رخ داده است.

چنین چیزی لااقل در شاخه های پایه ای مثل فلسفه و زبان عربی تبعات زیادی داشته است.

تا آنجا که طلبه وقتی نحو میخواند و یا منطق دقیقا نمیداند به کجای چه بحثی مربوط میشود این حرفها!

بارها شنیده ام که طلبه ای میگوید مثلا این همه ادبیات عرب خوندیم که چی بشه! منطق مظفر خوندیم که چی... کاش یه روانشناسی ای فلسفه ی غربی چیزی میخوندیم که چیزی بارمون بشه!

هر چند ریشه در سیستم آموزشی حوزه است. از واحدهایی که معلوم نیست حکمت چینششان چیست بگیرید تا متونی که معلوم نیست مهره ی کدام نخ تسبیح اند تا اساتیدی که عمق دانششان به اندازه ی قدرت خواندن متون ثقیل و ترجمه کردن آنهاست.

اما...

طلبه هم نه دغدغه ی کار علمی دارد و نه نگاه نقاد و تیز بین! نمره و مدرک و بازار کار آنقدر فشار به طلبه می آورد که جرات ندارد کمی سرش را بیاورد بالا ببیند دنیا چه خبر است!

خلاصه ...

برای یک طلبه ادبیات عرب پاشنه ی آشیل ورود به دنیای پزوهش است که متاسفانه در سیستم آموزش حوزه کمتر به دست میآورد.

البته به نظرم میرسه ما به چیزی بیش از ادبیات عرب نیاز داریم. زبان شناسی عربی به عنوان دانشی که ناظر بر ادبیات عرب است و پدیده های زبانی وقوع یاقته رو تحلیل میکند علاوه بر فهم معنای موجودات این زبان ، چیزی است که کم داریم.

 

پ.ن:
1- در حوزه ی آقایون که لااقل فقه رو دارند کار میکنند حوزه خواهران که... الفاتحه!
2-صرف و نحو دو ملک بودند که دست هم رو گرفتند و پریدند و رفتند! ( همسرم از یکی از مراجع تقلید نقل کردند که این سخن جالب رو سر درس خارج فرمودند! )
3-خلاصه... اینجایی که من ایستاده ام... کارها روی زمین ریخته است و... قلندر میخواهد !

۸۹/۱۱/۲۱
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی