فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

بگذار عقلش را مثله کند...

دوشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۸۹، ۱۱:۵۹ ق.ظ

دیشب تویه خبریفیلمی دیدم که در اون مردی خبرنگارهارو دور خودش جمع کرده بود ،قرآنی به دست گرفته بود و داشت ورقهاشو پاره میکرد و آتش میزد...
اینکه چنین کاری چه معانی سیاسی و مذهبی و... میتونه داشته باشه تحلیل میخواد اما چیزی که توجه منو خیلی جلب کرد حالت اون مرد بود...

ژست عجیبی گرفته بود...گردنشو به شدت صاف کرده بود ،اونقدر که غبغبش قلپی زده بود بیرون...
چنان حالت افتخاری به خودش گرفته بود که تو ذوق میزد ...

حتی وقتی پلیس اومد و داشت از محل دورش میکرد خیلی با غرور راه میرفت انگار شاخ دیوو شکسته...

به عنوان یک مسلمان دلم رنجید و از این حرکت چندشم شد...
اما به عنوان یک انسان برایم عجیب بود ، ایشون با اینکار واقعا کدام مشکل بشر رو میخواست حل کنه؟


پ.ن!
با خودم گفتم:
با غبغب ورم کرده و گردن افراشته برگهای قرآن را پاره کرد و آتش زد...

صبور باش!

بگذار عقلش را مثله کند!

۸۹/۰۶/۲۲
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی