فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

استقلال طلبی ، هویت جویی!

پنجشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۸۸، ۰۶:۴۳ ق.ظ

اول سلام.سال نو مبارک!
ان شاالله سال ۸۸ سال خوب و پربرکتی باشه برای همه.

و اما بعد!

هر وقت میگویند جوان ، من یاد استقلال می افتم و هویت!

خیلی دیدنی و باشکوهه تماشای تکاپوی یک جوان برای بدست آوردن این دو!

و خیلی غم انگیزه گاهی ندانمکاریهای جامعه و خانواده و دولت و دیگر عوامل این وسط!!

بزرگترین کاری که اینها قرار بود انجام بدن این بود که مداخله ی خیرخواهانه ای صورت بدهند و بسترهای امن و راحتی برای تبلور این دو در جوان فراهم کنند!

گفتنش راحته..
اما عملا گویا هیچ خبری از این بسترهای امن نیست ، چه بسا اختلال زایی های کاملا مشهودی هم از بزرگواران شاهد هستیم.
جوان بیچاره حق خود بودن و استقلال ندارد. حق تعریف هویت خودش رو ندارد...
همه چیز رو تحت عنوان کلمه ی فخیمه ی تربیت ، تحمیل میکنند. اون هم به چه شیوه هایی...

ارتباط تربیت و اختیار و استقلال متربی گمونم در جامعه ی ما همچنان در گیرو دار ابهامه !

تازه این نگاه خوش بینانه ش بود!
گاهی تداخل منافع مساله اصلی است نه تربیت؛ به این معنی که مسیر تازه ی هویت جویی نسل نو برای نسل پیش حکم خطر استراتژیک پیدا میکنه.
نسل پیش تداوم خودش رو در نسل جدید احساس نمیکنه، اونوقت به جایی وقوع یک دیالوگ پدر و فرزندی ، مواجهه خشن دستور و سرپیچی صورت میگیره... که اثرش ناگفته پیداست.

البته تکلیف مالایطاق نباید کرد.
در جامعه ای مثل جامعه ی ما که در بنیادهای خودش دچار بحرانهای عجیب و غریبه و به قول معروف در حال گذار و پوست اندازی است ، انتظار اینکه جامعه و خانواده ها اصلا بدانند چی به چیه کمی تا قسمتی زیاده چه برسه به اینکه دقیقا بدونند دارند چه میکنند و اقدامات هوشمندانه ای داشته باشند.

اینه که جوان این دوره باید کمی بیشتر از پیش با چنگ و دندون استقلال و هویت خودشو به دست بیاره ، اون هم با حفظ حرمت گذشته و نسل پیش...
غالبا هم توفیق کمی حاصل میشه. نه استقلال سالم و موفقی حاصل میشه و نه هویت یکپارچه و روشنی!

تحصیل ، شغل ، ازدواج !

حتی اینها هم که نمادها و شاخصهای اون امور هستند قادر نیستند سر و سامون دقیقی بدهند و خودشون دقیقا بخشهایی از همون چالشها رو تشکیل میدن!

بله!

بهشت رو به بها دهند نه به بهانه .... اونهم در گردابی چنین حایل!

 

پ.ن:

1-استقلال رو مزمزه میکنیم.
2-و هویت مشترک!... این هم گویا پدیده ای است!

۳-گاهی باید اضافات شوق آلود یک ادراک رو بگیری ، لباسهای خیال انگیز و توری شو در بیاری و عریانش کنی تا بتونی بشناسیش و معماری و بناسازی رو بیاغازی!

۴-کشف جدید: 

تا وقتی ذهن در حال قضاوت است از لذت محرومی!...
هر لحظه که قضاوت نیست فرصت عیش است!

سرّ این ذهن عیاش ما هم گویا همین است... رهایی از مشغله ی قضاوت تا حد ممکن.
در دنیای لذت ، ارزشی وجود ندارد که قضاوت جایی داشته باشد!...
چی گفتم!  (محل دارد این خذعبلات!)

۵-از من جز این هر لحظه جوشیدن چه میخواهی؟

۸۸/۰۱/۱۳
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۱)

۱۵ مهر ۹۶ ، ۲۲:۰۶ آسیه سادات بنیادی
یاد آن ایام بخیر!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی