فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

یا علی گفتیم و....

چهارشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۸۷، ۱۰:۵۵ ق.ظ

روبروی پنجره ی ادراکم ایستاد

تمام حجم بودن را پر کرد

دیوانه شدم!

دوید!

وزیدم!

و زندگی آغاز شد...

 

پ.ن:

۱- رزم و بزم مان دونفری شد!.... یک + یک = یک!

۲-خداحافظ تجرد!

۸۷/۱۲/۱۴
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی