فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

تشکلها و رویای شبکه سازی!

جمعه, ۲۹ آذر ۱۳۸۷، ۰۶:۳۳ ق.ظ

موسسه یک کاری داره تحت عنوان شورای تشکلها انجام میده.

تشکلهای مناطق مختلف مشهد رو دور هم جمع میکنه که مثلا بشوند شورا.

پاشنه آشیل این کار ، مبهم موندن نکته ضروری ای به نام"خودجوشی" همگرایی و هم افزایی تشکلهادر شورا شدنه.

ما این واقعیت تلخ رو دور میزنیم که هیچ شوق وانگیزه ای برای با هم بودن در تشکلهای ما وجود نداره. نهشوق و انگیزهو نهاندیشهو نه "توان " چنین چیزی!

شورا ، شبکه ،... و از این قبیل واژه ها در حال حاضر داره تو ذهن بعضی از فعالان ان جی او ها زمزمه میشه! که هر کدوم معنای خودشونو دارند... و طبق معمول همینطوری بی تعریف و قاعده هم استفاده میشن!

در حال حاضر اکثرا دغدغه ی ایجاد چنین ضرورتهایی رو ندارند .... اونهایی هم که دارند نهایتا منظورشون اینه که بیایم  همون کاری که هر کسی داره تنهایی انجام میده همه با هم انجام بدیم!

منظورشون اینه که یک دست صدا نداره بیاید با هم جیغ بکشیم!

این دغدغه ی خوبی است اما افق بلندی نیست!

بله یکی از مشکلات تشکلهای ماواگرایی افراطیای است که بینشون هست. اما این تمام مشکل نیست.

البته واگرایی هم کلمه ی دقیقی نیست... وضع ما از این هم بی کلاس تره!...

هر کسی داره در فضای ذهنی و شخصی خودش کار میکنه... این خیلی افتضاح تره....

گاهی ممکنه یک نفر مایل به همگرایی با دیگران نباشه و گاهی هم طرف اصلا تو باغ نیست!!!...
ما الان در همین وضعیت جهل مرکب دومی هستیم!

در وضعیتناخودآگاهی جمعی!این کلمه ی بهتریه!

خب اکثرا برای اشاره به بحث لزوم همگرایی از کلمه ی "شبکه سازی"استفاده میکنند که به نظرم میرسه چنین حملی کمی بی دقتی در خودش داره.

من به نظرم میرسه شبکه های تشکلی افق دور دستی است برای ما.

کنار هم ایستادنمجموعه هایی بدون تعریفو با هم یک صدا فریاد برآوردن شبکه شدن نیست!

ما هم به همگرایی نیاز داریم و هم به شبکه سازی. اما اینها دو چیزند اولی مقدمه ی دومی است.

همگرایی وصف عملکرده. و شبکه یک هویت حمعی با مقیاس تشکلی است!

به نظر این حقیر سراپا تقصیر که با امسال تقریبا ده سال است به عنوان مدیر ان جی او دارم تو این مملکت نفس میکشم (بنده از همون اوان نوجوانی شورشی بودم) احساسم اینه که ما دچار گیرهای سه پیچ جامعه شناختی هسیتم!

و در وضعیت کنونی شعار همگرایی واقع بینانه تر میرسه تا رویای شبکه سازی!

شبکه ، بوجود آمدن ابر سیستم است....الان ما نمیتوانیم سیستمهای ساده ای با اعضای انسانی تشکیل بدیم ، سیستم به معنای دقیق کلمه منظورمه ، این حرف که ما کار گروهی نمیکنیم رو قبول ندارم. کار گروهی میکنیم... کار تیمی و سیستمی نمیکنیم..

ما هنوز به عنوان یک وضعیت اپیدمی قادر به سیستموار کردن فعالیت گروهی مون نیستیم چه برسه که تشکلمون رو به عنوان عضوی در یک سیستم بزرگتر تعریف کنیم!

نشستی بودیم و بنده همین حرفها رو میزدم یکی از اقایون فرمودند خانم بنیادی چرا آیه یاس میخونید!

عرض کردم.... آیه یاس نیست... واقع بینی است. 
اول باید وضعیت موجودو دقیق تبیین کنیم تا بتونیم گامها مون رو تا وضعیت مطلوب دقیق تعریف کنیم بعد شروع به حرکت کنیم. 

خب وضعیت کنونی ما واقعا همینه!... وضعیت ناخودآگاهی جمعی! ...

در قدم اول باید یکخودآگاهی ای ایجاد شه و تشکل به تعریفی از خودش برسه.

بعد همگرایی بین اینمجموعه های تعریف شدهنیازه تا در بسترشتوان شبکه شدنایجاد بشه در تشکلها!

 

پ.ن:

1-مطلبی تحت همین عنوان و همین مضمون قرار بود برای فتیان بنویسم. به گردابی چنین حایل درافتادم و خیرش به این مقاله رسید و نصفه رها شد!(واقعا عذرخواهم به خاطر این بدقولی)

2-نمیدونم کدوم شیر پاک خورده ای برای بنده آش پخته! ... خدا پدر و مادر همه ی آشپزهای مملکت رو بیامرزه! عارضم که لطف حضرات مستدام بنده به یمن آشهای پیشینیان سیر سیرم!

3-خدا خیر دنیا و آخرت بده به کسی که اون گیرهای سه پیچ جامعه شناختی ما رو دقیق بشناسه و قیامی کنه !

۸۷/۰۹/۲۹
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی