فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

بافتن!

پنجشنبه, ۷ آذر ۱۳۸۷، ۰۵:۲۰ ق.ظ

 در حال طراحی و اجرای یک دلفی بسیار حجیم هستم!

اعضایش تعدادی از اساتید محترم از سراسر کشورند!

فعلا در وضعیت آشوبم ... وقتی که مثل شرلوک هلمز ذره بین ورداشته ای و دنبال سرنخها میگردی ...

میخواهی مچ معانی و واژه ها رو بگیری تا به سازواره ای از مفاهیم و بغچه ای از گزاره برسی....

و تئوری بیافرینی!.. نه بهتر بگویم ببافی!

میلهای بافتنی ام را برداشته ام!

شاید با تارو پودی از جمله و گزاره تکه لباس ساده ای ببافم که ذهن و روان نحیف دختری را از سرمای سوزناک این دنیای شلوغ و پلوغ در امان نگهدارد!...

درست وسط آشوب! جایی که آدمها بدجور مظلوم میشوند!

 

پ.ن:

۱- بازگشت به گوشه نشینی و دامن گرفتن از این آشوبهای همواره ممکن نشد....

علت: سوء مدیریت + مظلومیت
دوباره از پشت میز انباشته از کاغذم برخاسته ام و آمده ام وسط گود ایستاده ام!

جایی که سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت!

اینجا دقیقا معرکه ی عمل است .... قتلگاه انتزاعیاتی که پشت میز تحریرت همیشه میبافی!

۲- گاهی باید آرام گرفت و گاهی باید شورش کرد!

مساله سنجه ی تشخیص این بایدهاست آن هم به موقع و دقیق!

۳- استفاده ی کلمه ی "بافتن" برای تئوری مبنای فلسفی ندارد! (باور کنید! مسامحتا!)

۸۷/۰۹/۰۷
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی