فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

رقص یک تابو!

يكشنبه, ۵ آبان ۱۳۸۷، ۰۴:۵۶ ب.ظ

وبلاگنویسی موضوعیه که خیلی جاها در موردش نقد دیدیم و شنیدیم.

نکته ی جالبی که در اکثر نقدها مشهوده چهره ی منفی شخصی نویسی است! اکثرا یکی از معایب وبلاگ نویسان بالاخص خانمها!! رو در نوشتن از خود جستجو میکنند.

چیزی که ذهنم رو به به خودش مشغول میکنه قضاوت و ارزشگزاری ای است که گویا از یک بدبینی اخلاقی نسبت به انگیزه ی اینطور نوشتنها نشاءت میگیره!

ابراز خود یا همان خودابرازی گویا امری منفی تلقی میشه در فرهنگ ما.

اینه که خیلیها وقتی وبلاگنویسی رو تحلیل میکنند حرف زدن از خود و تجربه های شخصی و احساسات و اندیشه های شخصی رو به عنوان یک عیب مطرح میکنند.

من از صحت این نقد میخوام بپرسم و از ریشه های فرهنگی و حتی اخلاقی ش.

چرا ما نمیتوانیم ایراز دیگران رو به عنوان یک پدیده ی طبیعی بپذیریم؟ و تا کسی از خودش حرف میزنه چشم بدبینی های ما تیز میشه و قضاوتی ناخودآگاه در ما شکل میگیره و به دنبال ردیابی انگیزه ی معیوبی در وی میگردیم؟

به انگیزه ی افراد مشکوک میشیم. و حتی کارمون از مشکوک شدن میگذره و کاملا حس و ظن منفی نسبت بهش پیدا میکنیم. و شاید بهتره بگیم اصلا چنین امری خودش ذاتا برای ما چیزی منفی است و ناخوشاینده.

این مساله در سطح جامعه واقعی مون کاملا مشهودهاز وبلاگهای ما هم به خوبی میشه فهمید. بخصوص وضعیت در مورد زنان و دختران دارای شدت بیشتریه.

قبلا وبلاگهای دیگه ای داشتم که توسط عده ای هک شدند. در این وبلاگ ترجیح دادم مثل سابق ننویسم. رفتم به سمت شخصی نویسی! اول فقط به خاطر اینکه حوصله ی دوباره هک شدنو نداشتم! اما کم کم به نظرم رسید تجربه ی جدیدی است!
بازخورد جالبی داشت. عده ای میگفتند بهتر شده قبلا خیلی خشک مینوشتی همه نمیخوندند! حالا جالبتر شده!

عده ای میگفتند قبلا بهتر بود! خیلی جالب نیست که از تجربه های شخصیتون مینویسید!
حتی بزرگواری فرموند : در شان یک خانم طلبه نیست اینطور مطلب نوشتنها در اینترنت!!!

خانم گنزالس آمریکایی از رفقای ما یکبار چیز جالبی میگفتند ، اینکه شما ایرانی ها دروغگویید! خودتونو قائم میکنید دوست دارید هیچکس شما رو نشناسه و مرموز باشید! برای همین هیچ وقت خودتون نیستید همیشه تو ژستید! فکر میکنید اگر خشک باشید و ژست بگیرید آدم بزرگتری هستید!!!

شاید یکی از ریشه های این وضعیت که ایشون تحلیل میکرد چالشهایی است که "ابراز خود" در جامعه ی ما با اون مواجهه. تا حدی که از دید من حتی اختلالهایی در شکل گیری هویت ایجاد میکنه.

با تاسف زیاد باید گفت افراد جامعه ی ما غالبا فرصت موفقی برای ابراز خود پیدا نمیکنند.

هم به علت ناامنی ای که در این مسیربرای خودشون احساس میکنند وهم تابو بودن چنین چیزی!

مطمننا همه کلمه ی "خودنمایی"رو بارها و بارها شنیدیم . شما هم هر چی در ذهنتون میگردید معنای مثبتی در موردش پیدا نمیکنید! این کلمه ی مذموم تمام کنشهای ابرازگرایانه ی فردی رو به شدت تخطئه میکنه و حتی حس چندش در افراد بوجود میاره. به طوری که هر نوع " ابراز خویشتن" در جامعه ی ما به راحتی متهم به خودنمایی میشه!

از این واژه های طغیانگر که معانی زیادی رو در خودشون قلع و قمع کرده اند زیاد داریم!

کسی هم نیست گویا که حد و مرزی تبیین کنه.

 
پ.ن:

1-    خدمت باسعادت مدیران فرهنگی جامعه عارضم: شب دراز است و قلندر؟؟؟؟

2-    این روزها سرم به شدت شلوغه . منم و دختران و.... موسسه!

       روز دختران در پیشه! فکر کنم تنها روزیه که به جای استقبال اینقدر باهاش مخالفت میشه!

4-    طلوع مهر هم ماجرا داشت! نشستهای علمی و تخصصی ازدواج جوانان در مشهد!
فعلا فقط یه عکس از کمسیون دکتر افروزو میزارم. موضوعش یافتن راهکارهای تسهیل ازدواج جوانان بود. بگی نگی یه ذره دعوا شد توش.استادی میفرمودند مشکل ازدواج مسکن و شغل و اینطور چیزهاست. دکتر افروز میگفتند نخیر این مشکلات همیشه بوده. ریشه در فقدان اندیشه ی ازدواجه! جوانان ما اندیشه ی ازدواج ندارند!

طلوع مهر!

5-    در هفته ی اخیر مسول ستاد انتخابات خواهرم نرگس کوچولو بودم! کلاس پنجم ابتداییه. کاندیدای انتخابات شورای دانش آموزی مدرسه شون شده بود.
شعار طراحی میکردم ، متن سخنرانی تنظیم میکردم . پوستر میزدم!! خلاصه این تجربه ی جدیدش رو پا به پاش میدویدم....  و تماشاش میکردم!
چقدر دیدنی میشد وقتی ذهنش جرقه میزد!

6-    متاسفانه علی رغم شوق فراوان ، فعلا به علل سوق الجیشی از نوشتن در موصوعات ذیل معذوریم:
فقه زنان و به طبع بحث پرچالش بلوغ دختران ـ حوزه های علمیه خواهران (زنان!) - اجتهاد و مرجعیت دینی زنان ـ ان جی او ها ـ فلسفه اسلامی و مکتب تفکیک ـ وحدت اسلامی ـ متعه ـ قیاس و ذهن مردانه! ـ جنسیت و وظایف خانودگی!!!.....
و خلاصه هرگونه تیغ و خار و استخوان و از این دست امور!

(پ. ن این دفعه خودش پستی شد! حدیث همیشه ی ما و متن و حاشیه )

۸۷/۰۸/۰۵
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی