فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

بلوغ دختران - مقدمه

دوشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۸۷، ۱۰:۱۹ ق.ظ

1-دوست عزیزمخانم نصر در بحث بلوغ دختران مسایل مهمی رو مطرح کرده بودند. که در اون تفقدی کرده و منو هم به گفتگو فراخواندند. من هم که مشتری پروپا قرص سایت ایشون هستم و سرم برای این جور بحثها درد میکنه!

هر چند خیلی به فقه به طور عام علاقه نداشته ام هیچ وقت و خداییش نمرات فقهم همیشه افتضاح بوده! اما به فقه حقوقین!! زنان علاقمند بوده ام ...

2-در مدخل بحث ، اول نکاتی رو بد نیست اشاره کنم. که مربوط به برخی نظرات ذیل مطلب خانم نصر هم میشود.

نکته ی اول:

واقعیت اینه که فقه بخش بشری دینه.

یعنی همونقدر که متن دینی در اون نقش دارد عقل بشری هم در اون صاحب نقشه. و انکار بشری بودن آن چندان قابل دفاع  نیست.

بشری بودن فقه هم به معنای رد دینی بودنش نیست.

و شاید بتوان گفت تلاش فقهاست برای سامان دادن رفتار دینداران بر اساس دین ، یا تلاش فقها برای کشف دستورات دین درمورد عمل و رفتار دینداران.

مربوط به حوزه ی زندگی و رفتار دیندارانه ، لهذا به طور مستقیم به مسایل عملی زندگی مکلفین ارتباط پیدا میکنه. و از آنجا که زندگی انسان یک امر سیال و متغیره لهذا با مسایل نو پدید در بحث فقهی مواجهیم. و این نوپدیدی نوعا با استحداث مسایل در حوزه های دیگه ی دین از جمله کلام فرق میکنه. 

اکثر "موضوعات" احکام فقهینوعااموری سیال و تحت تاثیر متغیرهای مختلفند. بجز عبادات ، هر چند بخش عبادات هم از دسترس زمان در امان نیست اما جور دیگری است این اثر گزاری.

بیشترین چالش ها و دگرگونی در حوزه ی موضوعات اجتماعی و حقوقی فقه است.

پرسشی که مطرح بوده همیشه اینه که تغییرات زندگی انسان چه تاثیری میتواند و حق دارد بر احکام فقهی بگذارد؟

خب این به نگرشمون به فقه و احکامش بر میگرده.

بعضی فقه رو کاملا الهی یعنی بدون تاثیر انسانی میدونند و تغییر در جزئی ترین مسایل فقهی رو بر نمیتابند و اونو مضمحل کننده ی دین میدونند!

بعضی خیلی زیادیopen اند!! و هر چی زیر و رو کنند باز هم فکر نمیکنند دین طوریش شده!

از دیدگاه فقه اگر به قضیه نگاه کنیم. مواضع مختلفی بوده.

اما آنچه در فرهنگ شیعه ی امامیه بوده یا لااقل الان در موضع قدرت و نفوذ قرار داره دیدگاه متعادلی است که علاوه بر تاکید بر حفظ کیان الهی دین ، خواهان پویایی فقه است و معتقد است سیال بودن موضوعات فقه پویایی فقه را میطلبد.

ولی خب تغییرات ناشی از پویایی فقه را به عنوان تغییر در دین قبول ندارد یعنی معتقدند اصولا حکم جدیدی برای موضوع جدیدی تولید میشود. با تغییر شرایط ، با موضوعات جدید مواجهیم و تلاش فقیه برای تغییر حکم نیست بلکه یافتن حکم موضوع جدید است!

خلاصه ، اگر موضوعی دچار تغییر شود ، دیگر آن موضوع قبلی نیست لذا حکمش را باید یافت... و اصلا ما با یک گزاره جدید فقهی مواجهیم نه دست کاری گزاره های قبلی فقه که بخواهد از حقانیت فقه بکاهد!

لهذا عرضم اینه که خیلی فکر نکنیم به قول معروف باب اجتهاد بسته است هر چند خداییش همچین باز باز و اوپن!! هم نیست و باید از صافی استنباط دقیق فقهی گذشت...

 

نکته ی دوم :

شخصا به نظرم میرسه مسایل زنان در فقه یه ذره قضیه ش فرق میکنه با بقیه ی موضوعات.

خب مسلما همینطوری بدون شواهد ازم نخواهید پذیرفت این حرف رو که بگم رفتار فقه با مسایل زنان متفاوت بوده نسبت به رفتارش با دیگر موضوعات.

حرفهایی هم در این زمینه زده شده حالا با نگرشهای مختلف.

اینکه مثلا فقه ما مردانه است! یا خیلی جاها نمیشود برداشتها را با ضوابط معمول حاکم بر فقه تطبیق داد! و بیشتر نگرشها و پیش فرضها تاثیر گذاشته بر تحلیلها و استنباطها. 

یا در بسیاری موارد مسامحه و تغافل مواجهه ی غالب بوده با مسایل زنان.

و یا به بیان عده ای طفره رفته اند از پذیرفتن مسایل زنان و لزوم تجدید نظرهای طبیعی ای که در فقه همچین غریب هم نبوده.

خلاصه به تعبیر دیگه فقه سنتی در مقابل تغییر در مسایل زنان بیشترین سرسختی رو داشته.

حالا نمیخوام وارد این بحث شم و قضاوت خاصی بکنم. و یا دنبال توطئه های مردانه بگردم ، چون دردی رو هم دوا نمیکنه. بهتره در زمان حال بود و دردها رو چاره کرد.

در کل میخوام بگم فقه زنان به عنوان یک موضوع مستقل قابل مطالعه و بررسی است از این منظر که بخوایم خوی فقه رو دریابیم برای سنجش اینکه چقدر میتوان به راه حل های جدید امید داشت.

به نظر من هم همون طور که دوست بزرگواری ذیل مطلب خانم نصر فرمودند واقعا اگر خود خانمها وارد عرصه نشوند کاری از پیش نخواهد رفت.

در حوزه علمیه جای مجتهدین زن واقعا خالی است تا بتوانند از نقطه ای نزدیکتر  و بالتبع منصفانه تر و عادلانه تر به مسایل زنان نگاه کنند.

ولی خب فعلا در نظام آموزشی حوزه های خواهران نه کسی خیلی دلش میخواهد خانمها مجتهد شوند!!! و نه امکانات آموزشی مورد نیاز فراهم است!! و نه فضای کار یک خانم مجتهده چندان وجود دارد!!

فعلا فقط یک درس درست حسابی خارج خانمها وجود داره در قم که درس حاج خانم صفاتی است. سر درس آقایون هم  ظاهرا خانمها میتونند برند ولی خب قضیه ی آب در هاون کوبیدنه!

متاسفانه یا خوشبختانه من تا کنون علاقه ای به اجتهاد در فقه نداشتم وگرنه معلوم نبود چه علم شنگه ای راه مینداختم به خاطر این محرومیت!! البته فقه زنان رو نمیشود بی خیال شد!

بگذریم!

 

 

پ.ن:

1- به یمن پرونده های مختومه نشده ، به مشهد احضار شدم ... ! 

2- در پست بعدی ان شاالله در مورد نظرات خانوم صفاتی در زمینه ی بلوغ دختران مینویسم.

3- نظرات شخصی است . نقد فراموش نشود.

۸۷/۰۶/۲۵
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی