فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

برهوت آباد ذهن!

جمعه, ۱ شهریور ۱۳۸۷، ۰۴:۱۰ ق.ظ

و پرسش های سرکشی که هر کدام در گوشه ای از آن می تازند و عربده میکشند! و گاه بدجور تارو مار میکنند همه ی بافته ها و یافته ها را!

محصول آن شلوغیها حداقلش این است که به آدمها رحم کنی وقتی میپرسند!

درک میکنی که چقدر مظلوم میشود یک انسان وقتی پرسشی شمشیر میکشد... و هیچ معلوم نیست سر چه کسی و چه چیزی را خواهد برید!!

شاید عزیزترین اندیشه ها را ... عزیزترین کسان را....

جالب است! ما حصل این تارو مارها ، تغییر شکل و قیافه ی توست! دوباره خلق میشوی گویا... از نو تولید میشوی انگار!

یکبار از مادر زاده شدی و هزاران بار از ذهن خودت!

اوووووًه .... چه برهوتی است اینجا!

فرصت کردی آروم برو توی باغچه و تو چشم چند تا گل زل بزن .... همه ی این دیوانگیها از کله ات میپرد و فقط میچشی! (اشتباه نشود با زبانت نچشی ! با ذهنت بچش! ان وقت آن برهوت ییهو میشود یک دشت معطر و خنک که تا افق رنگی است...)

البته قول نمیدهم بعدش بهت نگویند دیوانه!

۸۷/۰۶/۰۱
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی