فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

کهنگی ناپذیر!

سه شنبه, ۴ تیر ۱۳۸۷، ۰۶:۰۱ ق.ظ

مادر

این تصویر با اینکه از دوران بچگی م بارها و بارها دیدمش هیچ وقت برای من کهنه نشده!

از بس در مورد مادر حرف زده شده ... آدم سرگیجه میگیره بخواد چیزی بگه!

اما وقتی فکرش رو میکنم که دقیقا مثل جوانه ای که از یه شاخه ی درخت میزنه منم از جسم مادرم جوانه زدم!! احساس عجیبی بهم دست میده!

درکش کمی پیچیده و سخته ولی تکه ای از جسم مادرم بوده ام روزی!

با تمام چالشها و اختلافهایی که ممکنه بین دو آدم از نسلهای مختلف وجود داشته باشه... و بین مادرها و دخترهای امروز هم به شدت زیاده ، وقتی به ریشه ی ماجرا بر میگردم میبینم مادر همون مادره! کهنگی نمیشناسه علقه ای که با مادر در ما هست...

چشمها را باید شست....... دوباره باید دید!

متاسفانه روز مادر رو هم لوث کرده اند بعضی.... با این رسم و رسومات و عوارضی که درست کرده اند...چه دعواها و کدورتهایی که تو این روز راه نمیفته!

نمیدونم چرا هر چیز زیبایی وقتی به دنیای عوام کشیده میشه لوث میشه و شاید خراب! 

۸۷/۰۴/۰۴
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی