فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

مرگ نقد و هویت مخدوش!

پنجشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۸۷، ۰۶:۴۵ ب.ظ

هویت در تعامل با محیط خلق میشود!

اینکه من کیستم و چه می اندیشم و چه میخواهم به آنچه با من کنش دارد و من با آن تعامل ، مربوط میشود...

وقتی روحیه ی نقد و پرسش در جامعه ای نباشد آدمها هویتجویی دردناکی دارند!

و گاه این دردناکی مظلومانه چیزی جز یک هویت مخدوش و یا شاید بی هویتی به بار نمی آورد....

وقتی نمیتوانی هر چه میبینی را نقد کنی هیچوقت نخواهی توانست خودت را بیابی! چه برسد که آن را شکل دهی و بپرورانی... همه چیز در حکومت خطوط قرمز و اجبارهای محیط میمیرند!

و اگر چموش تر از آن باشی که سرت را بیندازی پایین و بی خیال شوی... ناگزیر سرکش خواهی شد... شاید حتی بی انکه اختلاف حیاتی ای در کار باشد....جبر و هر چه شائبه ی جبر و اسارت در آن باشد در تازه نفسی که دنیا را تازه در حال چشیدن است ، جز سرکشی و طغیان نمی آورد....

شاید این سرکشی چیزی جز سکوت نباشد... سکوتی که  در پس نگاهش تیغ نقدی عریان ، سرخ شده است! و شدنی دیگرگون رقم میزند!

اهمیت بسیار کلیدی نقد و روحیه ی انتقاد و پرسشگری در سلامت اندیشه و هویتجویی افراد یک جامعه و مهمتر از اون پرورش نسلهای بعد ، مساله ای غیر قابل انکار است ...   
و

متاسفانه ما ریشه های بحران هویت جوانانمان را سطحی نگرانه در شبهه ها میجوییم!!! به جای آنکه در مرگ فرصتهای نقد بجوییم!

بخصوص در مورد مسایل سیاسی و شخصیتهای سیاسی مون مثل امام و انقلاب که خطوط قرمز چنان رسم کرده ایم که حتی نمیشود پرسید!!! و این ضمیر حقجو و بی پروای جوان را چنان به خشم وامیدارد که گاه سرکشی ای دوچندان از آنچه حق مساله است خلق میکند!

ای نسلها .... بگذارید نقد شوید..... به فرزندانتان رحم کنید!

هیچ اتفاق زیبایی در چهارچوبهای جبر آلود خوش رنگ و لعاب و توجیه شده خلق نمیشود!

گویا گاه خود علیه خودیم از حراس نابودی!

وگویا قلندران شهر به خواب رفته اند!

 

پ . ن :

پستدر خدمت و خیانت پرسشگران آقای مازاریان رو که خوندم یک چنین حرفهایی در حاشیه ش به ذهنم رسید ، همچنین در مورد ادبیات فکری امام که در اون پست اشاره شده بود.

ولی در قسمت نظرات دیالوگ طولانی ای رخ داده بود که نه میشد بی توجه از سخنان طرح شده در اونها گذشت و نه فرصت خواندنم بود....

۸۷/۰۳/۱۶
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی