فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

وقتی پدربزرگ رفت!

سه شنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۸۷، ۰۵:۴۳ ق.ظ

5 شش ساله بودم ، یکی از آرزوها و رویاهام این بود که برم پیش امام...

چند تا عکس دیده بودم که امام دارند یه بچه رو نوازش میکنند و اون بچه کلی خوشحاله... آرزو داشتم جای اون بچه باشم... امام پدربزرگ همه ی بچه ها بود!... بابا هم قول داده بودند یه روز منو ببرند پیش امام...

هفت سالم نشده بود... یک روز صبح زود از خواب پاشدم دیدم هیچکس خونه نیست... در باز و کوچه مثل شهرهای طاعون زده غبار آلوده و مردم کشان کشان از این طرف به اون طرف میدوند....

همینطوری مات و مبهوت با سرو وضع به هم ریخته و موهای ژولیده پولیده وایساده بودم دم در خونه و مردمو نگاه میکردم که سیاه پوشیده و هلاک دارن میان و میرن...اصلا معلوم نبود سر صبحی از کجا میان به کجا میرن!

ماشینها به آنتن هاشون پارچه سیاه آویزون کرده بودند....

همینطوری مات و مبهوت داشتم نگاه میکردم که مادرم رو از دور دیدم دارند میان ... پریشان و نزار... معلوم بود خیلی گریه کردند.... برادرم هم پشت سرشون...

برادرم در حال گریه گفت: امام فوت کردند ... باورم نمیشد.... آخه من دیشب کلی دعا کرده بودم که حال امام خوب بشه... خیلی بی انصافی بود....

مادر دستمو گرفتند و رفتیم تو...

همینطوری اشکهاشون روان ... صبحانه یمارو دادند، عکس امام رو ورداشتند ، توصیه های ایمنی همیشگی رو به ما کردند و رفتند و من تا عصر همینطوری تو خونه ذل زدم به تلویزیون..... مجریهای تلویزیون از گریه نمیتونستند اجراشونو کنند.... تصاویر مردم پخش میشد که ریخته بودند توی خیابونها و به سرو کله میزدند....

فکر میکنم ذهنم تصویرهاشو از قیامت ، از روی تصاویری که اون روز جلوی چشمهای من میگذشتند شبیه سازی کرده باشه!

۸۷/۰۳/۱۴
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی