فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

...

يكشنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۸۷، ۰۴:۳۶ ق.ظ

گاهی اوقات که رأیت از چیزی برمیگرده دیگه کاری ازت برنمیاد! همینطور از هیچ استدلالی!
نمیدونم دقیقا چه اموری از این سنخند... اما جنس خاصی از کنشهای درونی ادم اینطوریند که وقتی مرغ وحشی توجهشون از بامی برمیخیزه دیگه مشکل نشیند!.. بخصوص در مورد اونهایی که اصولا مشکل نشینند!
و چون و چرا کردن دردی دوا نمیکنه...
مرگ احساس ، معلله نه مدلل! اگر چه تولدش میتونه وابسته به دلایل عاقلانه ی بسیار باشکوهی باشه!

۸۷/۰۲/۰۸
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی