فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

نوشته های شخصی آسیه سادات بنیادی

فرزند صبح

طلبه ام. خدا را دوست دارم و اندیشیدن را، پرسیدن را، چشیدن را و جستجوهای همواره.
در این دفترچه، گاهی خودگویه های ذهنم را خواهم گذاشت. از دین و دنیا و حوزه و دانشگاه و زن و خانواده و ...

بایگانی
آخرین نظرات

بهار در بهار!

جمعه, ۲ فروردين ۱۳۸۷، ۱۲:۵۲ ب.ظ

تولد حضرت رسول (ص) هست و نوروز!.... دوتا بهار!!

هر چند زمان به این شکل دوره ای برام قابل فهم نیست!! و از این رهگذر چیزی به نام «مناسبت زمانی» خیلی فهمش برام راحت نبوده!! اما تازگیها به نظرم میرسه بشر به دنبال بهانه میگرده که اعلام هایی صورت بده!

دنبال بهانه ای است تا شادی کنه ، غصه های مهمش رو تجدید کنه ، اعتقاد و احترامشو ابراز کنه! و....

خیلخب ! خوبه... من هم به این بهانه های قشنگ میپیوندم...... نوروز مبارک!

بهار اگر چه برای من فصل عطسه است!! اما خیلی دوست داشتنی است... بخصوص جوانه هایی که مثل وروجکهای شیطون ، سر از پوسته ی زمخت درخت در میارند و گویا به دنیا سرک میکشند گاهی اونقدر زیبا میشند که به روح ادم چنگ میزنند! و اشک ادمو درمیارند!

تولد حضرت رسول (ص) هم بهاری است برای خودش!

*****

تقریبا یک هفته ای میشه که من در انباری منزل مستقر شده ام! یه اتاق 2*3 کوچولو با یه پنجره ی آهنی قدیمی و یه در آهنی کهنه که مستقیما به حیاط باز میشه...

بالاخره در پروسه ی تعقیب و گریز با وروجکهای خونه (هم اتاقی های سابق) صلاح دیدم جونمو وردارم و د فرار و خلاصه به طرز ذلیلانه ای خاک خودم رو به متجاوزین واگذار کنم و اثاثکشی صورت بدهم .. جالب شده!

اما مگه اینا دست وردار هستند... هر وقت درو باز میکنم میبینم یکیشون همون حوالی مترصد عبور مرور بنده است! من هم که الحمدلله کم بازیگوش نیستم... یه دو سه دقیقه ای باهم شلوغ میکنیم و بعد میگم.. خب بازی بسه!! و وروجک مزبور جهت حفظ ثبات و صلح ، ناگزیر میپذیرند!

البته ناگفته نماند که اصولا ما هم سرمون درد میکنه! منو میشه راحت کشید تو بازیهای کودکانه! البته وقتی که وقتم اجازه بده و از اون بازی ها که دویدن داشته باشه!! مادر بنده ی خدا که از بدو تولد ما تا کنون تلاش جانکاهی در مهار بازیگوشیهای من دارند و همچنان ناکام مونده اند!

از تاثیر گذاشتن بر ذهن کودک و نوجوان جماعت لذت میبرم مثل یه پروژه میمونه برام! بهای این تاثیر گزاری هم ظاهرا همبازی شدن باهاشونه !

یادمه مجلسی بودیم یه بنی بشری میگفت که یکی از نشانه های ناقص العقلی زنان اینه که کودکان دوست دارند با اونها حرف بزنند و با اونها همسخن و مانوس میشند ... کودک که عقل نداره و لهذا از اونجا که اصولا بی عقل با ناقص العقل بیشتر میتونه مفاهمه داشته باشه تا با یه عاقل!!! نتیجه میگیریم که زنان باید عقلشون یه چیزیش باشه که اینقدر کم عقل دورشون وول میزنه!!

بگو اینا چرا بچه بغل نمیکردند... به دامن عقلشون میگرفته!!

ما همینطور هاج و واج موندیم که چی بگیم به این عقل کل! ناگزیر لبخندی زدیم و خلاص!!

و همچنان گیج ماندیم در صنع خلق خدای!!!

*****

در مورد انتخابات هم بذارید چیزی نگم!!

فقط خدا بگم بسیجو ............

۸۷/۰۱/۰۲
آسیه سادات بنیادی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی